تبلیغات
LINGUISTICS SCHOOL - مطالب اخبار ادبی
LINGUISTICS SCHOOL
...به نام خدایی كه در این نزدیكی است
1393/05/28

"بانوی غزل ایران" دیگر چشمانش را نمی گشاید!

1393/05/28

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری


ستاره ها نهفته

در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه بامن

سیمین بهبهانی بامداد امروز (سه‌شنبه) بر اثر ایست قلبی و تنفسی دار فانی را وداع گفت. 
 
علی بهبهانی، پسر ارشد سیمین بهبهانی در گفت‌وگو با ایسنا گفت: با همه تلاش پزشکان، متأسفانه ساعت یک بامداد مادرم درگذشت. 
 
او افزود: حال مادر دیروز عصر اندکی بهتر شده بود و ما فکر می‌کردیم او متوجه اتفاقات اطرافش است اما متأسفانه مثل شعله شمع که بالا می‌گیرد و بعد خاموش می‌شود، ساعت یک بامداد از بیمارستان خبر دادند که او درگذشته است. 
 
علی بهبهانی گفت: در حال تصمیم‌گیری برای انتخاب محل آرامگاه مادر هستیم و در حال حاضر نیز پیکر او در سردخانه بیمارستان است. 
 
خبر درگذشت سیمین بهبهانی از سوی کادر بیمارستان محل بستری وی نیز تأیید شد. 
 
به گزارش ایسنا، سیمین بهبهانی از 15 مرداد ماه به کما رفت و در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری بود. 
 
به دنبال بستری شدن این شاعر غزل‌سرا، پیش‌تر شایعاتی زودهنگام از درگذشت وی در برخی رسانه‌ها انتشار یافته بود که از سوی خانواده بهبهانی تکذیب شد. 
 
22 مرداد ماه سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به همراه افشین علاء و فاطمه راکعی برای عیادت از این شاعر به بیمارستان رفتند. مهدی قزلی، مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی نیز در این دیدار حضور داشت. 
 
سیمین بهبهانی‌ زاده‌ی سال 1306 در تهران است و از میان آثار او می‌توان به «سه‌تار شکسته»، «جای پا»، «چلچراغ»، «رستاخیز» و «یک دریچه آزادی» اشاره کرد. 




1393/05/24

سیمین بهبهانی چشمانش را باز کرد

1393/05/24

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری

پسر سیمین بهبهانی گفت: وضعیت این شاعر که از چهارشنبه پیش (15 مردادماه) تا کنون در کما به سر می‌برد، رو به بهبودی است، ضریب هوشیاری‌اش بالاتر رفته و چشمانش را باز کرده است.

علی بهبهانی در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره آخرین وضعیت سیمین بهبهانی که در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری است گفت: وضعیت ایشان در همان چارچوب و حالت قبلی است، اما دکترشان می‌گویند حال‌شان بهتر شده است. البته نمی‌شود گفت چنان خوب شده‌اند که به بخش منتقل شوند، اما ضریب هوشیاری‌شان بالاتر آمده و حال‌شان از این جهت رو به بهبودی است.

او افزود: ایشان چشمان‌شان را باز کرده‌اند و گاهی نگاه‌های هدفمندی نشان می‌دهند.

بیماری این شاعر به خاطر نارسایی ریوی و قلبی است که نارسایی ریوی بر قلبش تأثیر گذاشته است.




1393/02/15

برگزاری همایش ادبی دبیرستان های فرهنگ منطقه 2

1393/02/15

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری



نخستین همایش ادبی دانش آموزی دبیرستان های فرهنگ منطقه2 روز یک شنبه چهاردهم اردیبهشت در محل کانون امام خمینی (ره) با حضور مدیر محترم آموزش و پرورش منطقه2، چهره های سرشناس فرهنگ و ادب پارسی، اساتید و دانش آموزان  این دو دبیرستان برگزار شد.

این همایش در سه بخش شعر، داستان کوتاه و مشاعره در دو گروه دختران و پسران ادامه یافت. جناب آقای عبدالجبار کاکایی، شاعر برجسته ی معاصر، داوری بخش شعر و سرکار خانم آبنوس، رمان نویس و منتقد ادبی، داوری بخش داستان را بر عهده داشتند. 



در پایان با اهدای جوایزی از برگزیدگان این همایش و نفرات برتر المپیاد ادبی دبیرستان های فرهنگ منطقه 2 تقدیر به عمل آمد.




1393/01/29

خالق «صد سال تنهایی» در پایان راه، خداحافظ گابو

1393/01/29

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری


"اگر بیشتر وقت داشتم، چیزها را نه بر مبنای ارزش آنها که بر مبنای معنای آنها ارزش گذاری می کردم. کم می خوابیدم. بیشتر رؤیاپردازی می کردم، در حالی که می‌دانستم که هر دقیقه ای که چشمانمان را میبندیم، 60 ثانیه نور را از دست می‌دهیم. به رفتن ادامه می دادم آن هنگام که دیگران مانع می شوند. بیدار می ماندم آن هنگام که دیگران می خوابند. گوش می دادم هنگامی که دیگران سخن می گویند و با تمام وجود از بستنی شکلاتی لذت می‌بردم."

گابریل گارسیا مارکز (Gabriel García Márquez)


"گابریل جوسی گارسیا ماركز" در ششم مارس 1928 در دهكده ی "آراكاتاكا" در منطقه ی "سانتامارا" در کلمبیا به دنیا آمد. از آنجا كه پدر و مادر ماركز، فقیر و در پی تامین معاش بودند، پدر بزرگش طبق سنت رایج آن زمان، مسئولیت پرورش او را بر عهده گرفت. وی در بین مردم کشورهای "آمریکای لاتین" با نام "گابیتو" به معنای "گابریل كوچك" مشهور است.
گابریل شیفته ی همنشینی و گفتگو با پدربزرگ و داستان‌های خرافاتی مادر بزرگش شده بود. گذشته از سرهنگ و خودش، زنان دیگری هم حضور داشتند و گارسیا ماركز بعدها گفت كه باورها و حرفهای آنها او را از اینكه تنها بر صندلی خانه‌شان بنشیند، می‌ترساند. بذر آینده ی شغلی‌‌ وی در جریان جنگهای داخلی و رویداد "كشتار موز"، معاشقه‌های پدر و مادرش، باورهای سرسختانه ی خرافی مادر خانواده، رفت و آمد عمه‌های كهنسال و دختران ناروای پدربزرگ كاشته شد. گارسیا ماركز نوشت:
"
احساس می‌كنم كه همه ی نوشته‌هایم، درباره ی تجربه های من از اجدادم است."
زمانی كه او هشت ساله بود، پدربزرگش درگذشت. نابینایی مادر بزرگش هم روز به روز بیشتر می‌شد و از این رو، به "سوكری" رفت تا با خانواده ی خود زندگی كند؛ جایی كه پدرش به عنوان یك داروساز سرگرم كار بود.
پس از ورودش به "سوكری"، تحصیلات رسمی‌ خود را آغاز كرد. او به پانسیون شبانه روزی در "بارانونكیولا"، شهر بندری در دهانه ی رودخانه ی "ماگدالنا" فرستاده شد. در آنجا به عنوان پسری سر به زیر كه شعرهای خنده دار می‌گفت و كاریكاتور هم می‌كشید، مشهور شد. اگرچه ماركز تنومند و ورزشكار نبود، بسیار جدی برخورد می كرد و همین امر باعث شد همكلاسی هایش او را "پیرمرد" نام نهند.
در سال 1940 و در سن دوازده سالگی موفق شد بورس تحصیلی‌ مدرسه‌ای را كه برای دانش آموزان با استعداد در نظر گرفته شده بود، به دست آورد. مدرسه ی ‌"لیكئو ناكیونال" را "یسوعیون"[*] اداره می كردند و در شهر "زیپاكیورا" در سی مایلی جنوب "بوگوتا" قرار داشت. سفرش یك هفته‌ بیشتر به درازا نكشید و بازگشت؛ "بوگوتا" را دوست نداشت. نخستین حضورش در پایتخت كلمبیا، او را دلتنگ و غمگین ساخت، اما تجربه های وی به تثبیت [ =برجای داشتن ] شخصیت اش كمك كرد
ماركز در سال ۱۹۴۱ نخستین نوشته‌هایش را در روزنامه‌ای به نام Juventude که ویژه ی شاگردان دبیرستانی بود، منتشر کرد و در سال ۱۹۴۷ در دانشگاه "بوگوتا" به تحصیل در رشته حقوق پرداخت
مانند بسیاری از نویسندگان دیگر كه دانشگاه را تجربه كردند و آن را كوچك شمردند، گارسیا ماركز نیز متوجه شد كه علاقه‌ای به مطالعه در رشته ی دانشگاهی‌ ندارد و تبدیل به كسی شده كه كاری را بر حسب وظیفه و اجبار انجام می‌دهد. به این ترتیب، دوران سرگردانی او آغاز شد؛ كلاسهایش را نادیده گرفت و از خودش و درسهایش غفلت كرد، سوار تراموای شهری می‌شد و به جای خواندن حقوق، شعر می‌خواند.
در غذاخوریهای ارزان غذا می‌خورد، سیگار می كشید و همدم و همنشین همه ی چیزهای مشكوك و مظنون آن زمان از جمله ادبیات سوسیالیستی، هنرمندان گرسنه و روزنامه نگاران آتشین و جوان شد. اما از همه مهمتر روزی بود كه آن كتاب كوچك را خواند؛ زندگیش دگرگون شد و همه ی خطوط سرنوشت در دستانش، در یك نقطه متمركز شدند. با خواندن كتابی از "كافكا" با نام "مسخ" كه او را زیر و رو كرد، ماركز جوان آگاه شد كه ضرورت ندارد ادبیات از یك خط سیر مستقیم داستانی، طرحی روشن و یك موضوع همیشگی و كهن پیروی كند. او در این ارتباط بیان می دارد:
"
گمان نمی‌كردم كسی این اجازه را داشته باشد كه چیزهایی مانند مسخ را بنویسد. اگر می دانستم، مدتها پیش از این شروع به نوشتن می‌كردم." 
"
برایم آواز برخاسته از كافكا همسو با نجواهای مادربزرگم بود؛ مادربزرگم هنگام داستان سرایی عادت داشت ماجراجویانه ترین چیزها را با حقیقی‌ترین صداهای ممكن بیان كند."
این نخستین نكته‌ای بود كه او از خواندن ادبیات به آن پی برد. از این پس، با آزمندی تمام شروع به خواندن كرد و هر چه را كه به دستش می‌رسید، می‌بلعید. او نوشتن داستان را آغاز كرد و در كمال شگفتی،‌ نخستین داستانش با نام "سومین استعفا"، در سال 1946، در روزنامه میانه‌رو "ال بوگوتا" منتشر شد. به این ترتیب، گارسیا ماركز وارد دوران خلاقیتش گردید و در سالهای بعد، بیش از ده داستان برای روزنامه نوشت
در سال ۱۹۶۵ شروع به نوشتن رمان "صد سال ‌تنهایی" کرد و آن را در سال ۱۹۶۸ به پایان رساند که به باور بیشتر منتقدان، شاهکار او به شمار می‌رود. در سال1982، کمیته ی انتخاب جایزه ی نوبل ادبیات در کشور سوئد، به اتفاق آرا، رمان "صد سال تنهایی" را شایسته ی دریافت جایزه شناخت و این جایزه به ماركز داده شد. در پی آشنایی بهمن فرزانه - مترجم ایرانی مقیم ایتالیا- با مارکز، رمان "صد سال تنهایی" به زبان فارسی ترجمه و در ایران منتشر شد. این رمان پیش از انقلاب 1357شمسی در ایران بارها تجدید چاپ شد و مورد استقبال قرار گرفت، اما اكنون نزدیک به سی سال است که منتشر نشده است. مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی "رئالیسم جادویی" است؛ اگرچه تمام آثارش را نمی ‌توان در این سبک طبقه‌بندی کرد. با وجود این، منتقدان با تمركز بر آثار او، نام "رئالیسم جادویی" را بر آن نهادند؛ نامی كه او هرگز نپذیرفته است.
هم اكنون، ماركز از نام آورترین نویسندگان جهان است. او تدریس می‌كند و و با اقامت در "مكزیكو سیتی"، "كارتاگنا"، "كیورناواسا"، "پاریس" و "بارانكبولیا" به فعالیتهای سیاسی‌ و فرهنگی می پردازد. او دهه ی‌ 1990 را با انتشار رمان "ژنرال در هزارتوی خود" به پایان رساند و دو سال پس از آن هم رمان "زائر غریب" را نوشت.
او در سال 1994 داستانهای اخیرش را در كتاب "عشق و شیاطین دیگر" منتشر كرد. این سیر در 1996 با انتشار "گزارش یك آدم ربایی" ادامه یافت. كتاب اخیر اثر روزنامه نگارانه‌ای بود كه دربرگیرنده ی جزییات شگرفی از تجربه های بی‌رحمانه ی مواد مخدر در كلمبیا است. این بازگشت به فعالیتهای روزنامه نگاری در 1999 با خرید پُر كش و قوس امتیاز نشریه ی "كامبیو" پابرجا ماند. این نشریه ابزاری برای گارسیا ماركز شد تا به اصل خویش بازگردد. امروز "كامبیو " پیشگام سیر پیشرفت مطبوعات كلمبیا است
متاسفانه در 1999بیماری سرطان لنفاوی گارسیا ماركز تشخیص داده شد و تا به امروز، تحت رژیم درمانی و غذایی ویژه ای قرار دارد
وی در سال ۱۹۹۹، "مرد سال آمریکای لاتین" شناخته شد و در سال ۲۰۰۰، مردم کلمبیا با ارسال طومارهایی خواستار پذیرش ریاست جمهوری کلمبیا از سوی مارکز بودند که او آن را رد كرد.
ماركز در كنار داستانهایش،‌ نوشتن خاطرات را در دستور كار خود قرار داده است. نخستین جلد از رمان او با نام "زیستن برای بازگفتن" در سال 2001 منتشر شد كه بی درنگ در نخستین چاپ خود در امریكای لاتین به فروش رفت و نخستین جلد از این اثر، تبدیل به پرفروش ترین كتاب كشورهای اسپانیایی زبان شد. نخستین جلد از این كتاب تا سال 1955 را تحت پوشش قرار می‌دهد و بنابر قول و برنامه ریزی ماركز، جلد دوم آن بر روی "صد سال تنهایی" متمركز شده است.

وی  روز پنجشنبه ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ (۲۸ فروردین ۱۳۹۳)، در ۸۷ سالگی،  در مکزیکوسیتی درگذشت.

 
آثار ماركز به زبان فارسی
-
طوفان برگ 
-
پاییز پدرسالار 
-
کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد 
-
زائران غریب 
-
ماجرای ارندیرا و مادربزرگ سنگدلش (داستان کوتاه) 
-
سفر پنهانی میگل لیتین به شیلی 
-
زیستن برای بازگفتن، انتشارات کاروان 
-
صد سال تنهایی  
-
از عشق و شیاطین دیگر 
-
عشق سالهای وبا
-
ساعت نحس 
-
خانه ی بزرگ 
-
وقایع‌نگاری یک قتل از پیش اعلام شده 
-
گزارش یک آدم ربایی 
-
بهترین داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز
-
یادبود دلبرکان غمگین من
-
یادداشت های روزهای تنهایی




1393/01/5

استاد باستانی پاریزی دار فانی را وداع گفت

1393/01/5

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری

 

 محمد ابراهیم باستانی پاریزی در سوم دی‌ماه ۱۳۰۴ هـ.ش در پاریز، از توابع شهرستان سیرجان در استان کرمان متولد شد. وی تا پایان تحصیلات ششم ابتدایی در پاریز تحصیل کرد و در عین حال از محضر پدر خود مرحوم حاج آخوند پاریزی هم بهره می‌برد...

محمد ابراهیم باستانی پاریزی نویسنده، پژوهشگر، شاعر دار فانی را وداع گفت.

به گزارش مهر، محمد ابراهیم باستانی پاریزی مورخ، نویسنده، پژوهشگر، شاعر، موسیقی ‌پژوه و استاد بازنشستهٔ دانشگاه تهران شب گذشته در بیمارستان مهر تهران دار فانی را در سن ۸۸ سالگی وداع کرد.

وی به علت کهولت سن مدتی در این بیمارستان بستری بود.

محمد ابراهیم باستانی پاریزی در سوم دی‌ماه ۱۳۰۴ هـ.ش در پاریز، از توابع شهرستان سیرجان در استان کرمان متولد شد. وی تا پایان تحصیلات ششم ابتدایی در پاریز تحصیل کرد و در عین حال از محضر پدر خود مرحوم حاج آخوند پاریزی هم بهره می‌برد

پس از پایان تحصیلات ابتدایی و دو سال ترک تحصیل اجباری، در سال ۱۳۲۰ تحصیلات خود را در دانشسرای مقدماتی کرمان ادامه داد و پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۲۵ برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشتهٔ تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت. استاد باستانی پاریزی دورهٔ دکترای تاریخ را هم در دانشگاه تهران گذراند و با ارائهٔ پایان‌ نامه‌ای دربارهٔ ابن اثیر دانشنامهٔ دکترای خود را دریافت کرد

استاد باستانی در طول حیات خود آثار زیادی درباره کرمان تالیف کردند.

محمدابراهیم باستانی پاریزی ادیبی دانشور و نویسنده‌ای پرکار بود که در زمینه‌های فرهنگی گسترده‌ای قلم زد، اگرچه رشته اصلی او تاریخ بود؛ اما در کاوش و نقل تاریخ نیز با همان زبان شیرین و دلنشینی سخن می‌گفت که خاص جستارهای ادبی است.

پاریزی بیانی شیوا، زبانی نرم و دمی به راستی گرم داشت و این ویژگی کم‌یاب را هم در کتاب‌های او می‌شد دید و هم در محضر او، چه در مجالس خصوصی و چه در کلاس درس دانشگاه و اتاق کار او در دانشکده ادبیات که همیشه به روی دانشجویان باز بود و او با مهربانی نشسته چشم به راه.

وجه برجسته و نمایان در کارهای فراوان باستانی پاریزی، هم در مقالات ادبی و هم در جستارهای تاریخی، گرایش آشکار او به مردم‌دوستی و نوعی عامه‌پسندی بود که البته با عوام‌گرایی و ابتذال تفاوت دارد. او عامه مردم، به ویژه افراد بافضل و کمال، را دوست داشت و به زبان آنها سخن می‌گفت. او خود سادگی و صفای اصیلی داشت، رفتار و حالات و سکنات او به فضایل حمیده عامه مردم نزدیک بود.

از آثار استاد می توان به کتاب های زیر اشاره کرد:

پیغمبر دزدان (چاپ هفدهم ۱۳۸۲)، راهنمای آثار تاریخی کرمان (چاپ کرمان)۱۳۳۵ دوره مجله هفتواد (چاپ کرمان)۱۳۳۷ ــ ۱۳۳۶ تاریخ کرمان (تصحیح و تحشیه تاریخ وزیری، چاپ چهارم، ۱۳۷۴)۱۳۴۰ منابع و مآخذ تاریخ کرمان۱۳۴۰ سلجوقیان و غز در کرمان (چاپ دوم ۱۳۷۳)۱۳۴۳، فرماندهان کرمان (تصحیح و تحشیه تاریخ شیخ یحیی، چاپ سوم، (۱۳۷۱)، جغرافیای کرمان (تصحیح و تحشیه جغرافی وزیری، چاپ پنجم، ۱۳۸۴)۱۳۴۶، گنجعلی خان (چاپ سوم ۱۳۶۷)۱۳۵۳، وادی هفت واد (انجمن آثار ملی، جلد اول)۱۳۵۵ تاریخ شاهی قراختائیان۱۳۵۵، تذکره صفویه کرمان۱۳۶۹، صحیفه الارشاد (پایان صفویه)، مجموعه هفتی (سبعه ثمانیه) خاتون هفت قلعه (چاپ ششم ۱۳۸۰)۱۳۴۲ آسیای هفت سنگ (چاپ هفتم ۱۳۸۳)۱۳۵۰ نای هفت بند (چاپ ششم ۱۳۸۱)۱۳۵۳ اژدهای هفت سر (چاپ پنجم ۱۳۸۴)۱۳۵۵ کوچه هفت پیچ (چاپ ششم ۱۳۷۰)۱۳۵۵ زیر این هفت آسمان (چاپ پنجم ۱۳۶۸)۱۳۵۸ سنگ هفت قلم (چاپ سوم ۱۳۶۸) ۱۳۵۸ هشت الهفت (چاپ دوم ۱۳۷۰)۱۳۶۳، یادبود من (مجموعه شعر)۱۳۲۷ ذوالقرنین یا کوروش کبیر (ترجمه، چاپ نهم ۱۳۸۴)۱۳۳۰، یاد و یادبود (مجموعه شعر، چاپ دوم، ۱۳۶۴)۱۳۴۱ ، محیط سیاسی و زندگی مشیرالدوله (چاپ دوم، جیبی ۱۳۴۱)۱۳۴۱، اصول حکومت آتن، ترجمه از ارسطو۱۳۴۱ (با مقدمه استاد دکتر غلامحسین صدیقی، چاپ چهارم ۱۳۸۳)، تلاش آزادی (چاپ هفتم ۱۳۸۳، برنده جایزه یونسکو)۱۳۴۷، یعقوب لیث (چاپ هشتم ۱۳۸۲)۱۳۴۴ (این کتاب به زبان عربی ترجمه و در قاهره چاپ و منتشر شده‌است، ۱۹۷۶) شاه منصور (چاپ ششم ۱۳۷۷)۱۳۴۸، سیاست و اقتصاد عصر صفوی (چاپ پنجم ۱۳۷۸)۱۳۴۸ اخبار ایران از ابن اثیر (ترجمه الکامل، چاپ دوم ۱۳۶۴)۱۳۴۹، از پاریز تا پاریس (چاپ هشتم ۱۳۸۱)۱۳۵۱، شاهنامه آخرش خوش است (چاپ ششم ۱۳۸۳)۱۳۵۰ حماسه کویر (چاپ چهارم ۱۳۸۲) و …




1392/12/22

بخارای نوروزی از شنبه روی گیشه

1392/12/22

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری


شماره نوروزی بخارا با مقالاتی از محمدعلی موحد، شفیعی کدکنی، داریوش شایگان، محمدرضا باطنی ، ژاله آموزگار ، حورا یاوری، سیروس پرهام، ترانه خانلری، حسین پاینده،مینو مشیری،باستانی پاریزی و … به همراه یکصد و یک شعر منتشر نشده از شفیعی کدکنی و نیز ویژه نامهای به مناسبت نهم اسفند  ۱۳۳۱ با خاطرات و مقالاتی از مهدی آذر ، حسین سررشته ، غلامحسین مصدق و همایون کاتوزیان منتشر شد و از شنبه ۲۴ اسفند ۹۲ در دسترس علاقمندان قرار دارد.




1392/12/17

عباس معروفی مجوز چاپ دوباره سمفونی مردگان را گرفت

1392/12/17

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری


به گزارش ایرنا ، براساس این نوشته سمفونی مردگان اثر معروفی که در میان نویسندگان ممنوع القلم دولت گذشته قرار داشت مجوز تجدید چاپ دریافت کرده است.


به گفته معروفی خبر بازنشر سمفونی مردگان او را به اندازه روزی که نخستین داستانش با عنوان عشق پاینده در تابستان سال 54 در روزنامه کیهان منتشر شده بود خوشحال کرد.

احمد تهوری مدیر روابط عمومی انتشارات ققنوس هم در گفت و گو با خبرنگار ایرنا این موضوع را تایید کرد و گفت: چاپ سیزدهم سمفونی مردگان به چاپ رسیده و هم اکنون در حال توزیع در کتابفروشی هاست.




1392/10/5

انجمن شاعران ایران از علیرضا قزوه شکایت می‌کند / پاسخ باقری، راکعی و محمودی به اظهارت این شاعر

1392/10/5

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری

 به نقل از خبر آنلاین

روز گذشته، اعضای هیات مدیره خانه شاعران روبروی خبرنگاران نشستند تا خبر دهند که از علیرضا قزوه شکایت کرده‌اند، کاری که انجام دادن آن رابه گفته خودشان حتی به خواب هم نمی‌دیدند.

به گزارش خبرآنلاین، چند روز پیش علیرضا قزوه در مراسم بزرگداشت مرحوم عمران خلیلی، در مورد خانه شاعران سخنانی را بر زبان آورد و  اتهاماتی را متوجه هیات مدیره این انجمن کرد.

اتهاماتی که باعث شد تا ساعد باقری، فاطمه راکعی و سهیل محمودی در جمع خبرنگاران حاضر شوند و پاسخ آن را بدهند. فاطمه راکعی درباره عضویت خودش در حزب مشارکت سخن گفت، ساعد باقری درباره بودجه انجمن شاعران ایران و سهیل محمودی درباره نوع تفکر و گرایش انجمن شاعران.

درابتدای این جلسه، فاطمه راکعی، به بیان اهداف و برنامه‌هایی پرداخت که انجمن شاعران برای تحقق آنها تلاش می‌کند. این سخن او واکنشی به آن بخش از حرف های قزوه بود که می گفت: « این خانه وابسته به حزب منحل‌شده مشارکت است و سالانه مبالغ زیادی از اموال بیت‌المال را خرج می‌کند. کسانی بر ذهن و افکار برخی کار می‌کنند و متأسفانه فتنه می‌سازند و از بودجه‌های آن‌چنانی هم برخوردارند.»

راکعی با تاکید بر اینکه انجمن شاعران یک NGO است، از برنامه‌های مشترکی حرف زد که قرار بوده با وزارت ارشاد به صورت مشترک انجام دهند ولی طی هشت سال گذشته هیچ کدام عملی نشده است: «مطابق با اساسنامه؛ سیدحسن حسینی، قیصر امین‌پور، مشفق کاشانی، ساعد باقری و من هیات مدیره‌ی انجمن را تشکیل دادیم و سهیل محمودی و افشین اعلا نیز در ادامه به هیات مدیره اضافه شدند. همچنین بسیاری از شاعران برجسته‌ی کشور عضو مجمع عمومی این انجمن شده‌اند.»

او به ساختمان انجمن شاعران نیز اشاره کرد. ساختمانی که قزوه گفته بود مجبوریم آن را پس بگیریم: «ساختمانی که در آن مستقر شده‌ایم، در‌‌ سال ۷۸ توسط شهرداری منطقه‌ی سه در اختیار ما قرار گرفت اما به هر حال ما یک NGO هستیم و هزینه‌های خاص خود را داریم؛ نظیر هزینه‌ی پرسنل، برنامه‌ها، بخش انتشارات، بخش آموزش و بخش پژوهش‌های مربوط به حوزه‌ی شعر. همچنین برگزاری بزرگداشت‌ها و جشنواره‌ها نیز بخش دیگری از هزینه‌های ما را موجب می‌شود؛ مراسم‌هایی همچون شهر آرامش (در ماه رمضان)، شب‌های نینوایی (در محرم) و....»

سهیل محمودی اما مشکل را عکس شاعرانی می دانست که بر در و دیوار انجمن شاعران نصب شده بود. شاعرانی چون قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی، سلمان هراتی، هوشنگ ابتهاج، نیما یوشیج و... او اگرچه در آغاز جلسه می گفت که با هیچ کس دعوا ندارد ولی اعتقاد داشت: «مشکل آن ها با  تفکر ماست؛ تفکری که همه این شاعران را با هم و در کنار هم می خواهد.»


ادامه مطلب

1392/08/24

«محمود دولت‌آبادی» برگزیده‌ی سال ۲۰۱۳ جایزه‌ ادبی «یان میخالسکی» سوییس شد

1392/08/24

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری

«محمود دولت‌آبادی» برگزیده‌ی سال ۲۰۱۳ جایزه‌ی ادبی «یان میخالسکی» سوییس شد.

به گزارش ایسنا، برگزارکنندگان جایزه ادبی «یان میخالسکی» در سوییس ساعاتی پیش ترجمه‌ی رمان «کلنل» محمود دولت‌آبادی را به‌عنوان برگزیده‌ی نهایی سال ۲۰۱۳ این جایزه اعلام کردند.

این کتاب که هنوز در ایران اجازه‌ی انتشار نیافته است، مردادماه گذشته یکی از پنج نامزد نهایی جایزه‌ی «میخالسکی» ۲۰۱۳ معرفی شده بود. «کلنل» قرار بود با تغییر بخش‌هایی و تغییر ناشر تعلیقی، در دولت قبل اجازه‌ی انتشار یابد که با تغییر معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بلاتکلیف ماند. دولت‌آبادی پیش‌تر نیز با ترجمه‌ی این رمان نامزد جایزه‌ی ادبی آمریکا برای بهترین کتاب ترجمه به زبان انگلیسی بود و نامش در فهرست نامزدهای اولیه‌ی جایزه‌ی بوکر آسیا نیز قرار گرفت.

جایزه‌ی بین‌المللی «میخالسکی» با ۵۰ هزار فرانک جایزه‌ی نقدی همراه است که سالانه به برترین اثر ادبی یک نویسنده تعلق می‌گیرد. علاوه‌بر این، از پنج نویسنده‌ی برگزیده برای یک اقامت سه ماهه در کوه‌های آلپ دعوت می‌شود.

این جایزه آثار ادبیات داستانی و غیرداستانی از نویسندگان سراسر جهان را شامل می‌شود و زبان اصلی اثر مهم نیست.

رقیبان دولت‌آبادی برای کسب این جایزه‌ عبارت بودند از: «سرجی گروژینسکی» (عقاب و اژدها)، «استیو سم سندربرگ» (امپراطور دروغ‌ها)، «رابرت مک‌فارلین» (راه‌های قدیمی) و «اودای پراکاش» (دیوارهای دهلی).




1392/08/6

سایه آفتابی شد! (برگزاری شب سایه)

1392/08/6

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری


صد و سی و هفتمین شب از شبهای مجله بخارا به بزرگداشت ه.ا.سایه ( هوشنگ ابتهاج) اختصاص داشت که با همکاری مؤسسه فرهنگی هنری ملت، دایرالمعارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و گنجینه پژوهشی ایرج افشار غروب یکشنبه ۵ آبان ماه ۱۳۹۲ در کانون زبان فارسی و با حضور سیمین بهبهانی، پوری سلطانی، محمدرضا شفیعی کدکنی، شهرام ناظری، داریوش طلایی، یلدا ابتهاج ، محمد افشین وفایی و پیامی از محمود دولت آبادی برگزار شد.

علی دهباشی در ابتدای این نکوداشت، از حاضران خواست تا فاتحهای برای زنده یاد ایرج افشار بخوانند که اگر امروز در قید حیات بود بیشک از حاضران این جمع بود . دهباشی افزود که مجله بخارا تا کنون در عرصه شعر شبهایی را برای مولانا ،حافظ، سعدی، خیام و از شاعران معاصر برای فریدون مشیری ، محمد حقوقی، منوچهر آتشی و حمید مصدق برگزار کرده است . مدیر مجله بخارا در ادامه از سایه چنین یاد کرد:

« امیرهوشنگ ابتهاج که بعدها نام شاعری سایه را برای خود برگزید در ۶ اسفند ۱۳۰۶ چشم به جهان گشود. او خیلی زود به یکی از قلههای غزلسرائی در شعر معاصر تبدیل شد ، چنان که شهریار دربارۀ او گفت : ” سایه تمام غزل بعد از من است ” . او سرودن غزل را در کنار سرودن شعر در قوالب دیگر سنتی تجربه کرد همچنین نمونههای موفقی نیز از شعر نو سرود . گواه این مدعا چاپ مکرر مجموعه اشعار وی در طی این سالیان است .

در میان سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ نیز که به عنوان سرپرست موسیقی ایرانی در رادیو فعالیت داشت خدمات بسیاری به موسیقی کرد و چهره های شاخصی را نیز در این حوزه شناساند. کسانی که بعدها خود پرچمداران این شاخه از موسیقی شدند ضمنا با تشکیل گروه موسیقی ” شیدا” و ” عارف ” در رادیو و سپس تأسیس ” کانون چاووش ” همراه با بزرگان موسیقی ایران نقش موثری در ارتقاء ذوق موسیقی مردم ایران ایفا کرد

تصحیح دیوان حافظ نیز برگ درخشان دیگریست در زندگی حرفهای این شاعر بزرگ روزگار ما . او با درک اصول جاری در بلاغت و جمالشناسی حافظ و شناخت سبک وی تصحیح دقیقی از دیوان این شاعر ارائه کرده و در اختیار علاقمندان شعر او گذاشته است.»



ادامه مطلب

1392/07/19

نوبل ادبیات به آلیس مونرو رسید

1392/07/19

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری

 

نوبل ادبیات در سال 2013 به آلیس مونرو نویسنده‌ی مشهور کانادایی رسید.

وقتی در ماه ژوئن سال 2013 خانم مونرو، نویسنده‌ی 83 ساله‌ی کانادایی به روزنامه‌ی کانادا پست اعلام کرد که دیگر هرگز نخواهد نوشت، هیچگاه فکرش را هم نمی‌کرد که درست چند ماه بعد یعنی در اکتبر همان سال تلفن خانه‌اش زنگ بخورد و کسیروی منشی تلفنی‌ پیغام بگذارد که او اولین نویسنده‌ی کانادایی‌ست که تا به امروزموفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شده است.

آکادمی نوبل در بخش ادبیات مثل هر سال در دهم اکتبر -18مهر- برنده‌ی نهایی خود را اعلام می‌کند و نویسنده‌ای را که لایق دریافت این جایزه‌ی 1.2 میلیون دلاری می‌شود، به جهانیان معرفی کند. در یکصد و دهمین دوره‌ی این جایزه، آلیسمونرو با عنوان «استاد خلق داستان‌های کوتاه معاصر "master of the contemporary short story"» موفق به اخذ این جایزه شد تا اولین نویسنده‌ی کانادایی‌ باشد که به این جایگاه رسیده است و شور بزرگی در این کشور و شهر مونترال به‌وجود آورد. مارگریت آتوود درباره بازخورد این خبر در کشورش می‌گوید:کمتر کسی را دیده‌ام که بعد از شنیدن این خبر با خوشحالی در توییتر خود ننوشته باشد: مونرو نوبل 2013 را گفت! ناشر رسمی کتاب‌های مونرو Penguin Random House نیز در پیامی این موفقیت را به این نویسنده و ویراستارش تبریک گفت.

از این نویسنده‌ی 83 ساله تا به امروز چندین کتاب به زبان فارسی منتشر شده است که از بین آن‌ها می‌توان به مجموعه داستان «فرار» با ترجمه‌ی مژده دقیقی و مجموعه داستان «رویای مادرم» با ترجمه‌ی ترانه علیدوستی و «دست مایه‌ها»با ترجمه‌ی مرضیه ستوده و «دورنمای کاسل راک»با ترجمه‌ی زهرا نی‌چین اشاره کرد.

مونرو با وجودی که از طرف آکادمی نوبل به عنوان "استاد خلق داستان‌های کوتاه معاصر" معرفی شده است، جدای از مجموعه داستان‌های موفقی که در کارنامه‌اش ثبت شده یک رمان با عنوان «زندگی زنان و دختران» نیز نوشته است.مونرو تا پیش از کسب این جایزه‌ی بزرگ و ارزشمند در سال 2009 موفق به اخذ جایزه‌ی Booker و همچنین سه بار موفق به کسب جایزه دولتی کانادا در سال‌های 1968 (به‌خاطر انتشار مجموعه داستان «رقص لاله‌های شادمان»)، 1976(به‌خاطر انتشار رمان«زندگی زنان و دختران»)، 1986 گردیده است. کسب جایزه‌های اُهنری در سال‌های 2006 و2008 و همچنین مدال افتخار ادبیات از انجمن ملی آمریکا در سال 2005 از دیگر افتخارات او به حساب می‌آید.

مونرو در 10 ژوئیه 1931 در شهر وینگهام و در خانواده‌ای روستایی به دنیا آمد؛ او پدری کشاورز و مادری معلم داشت. او در محیطی رشد یافت که هیچ سنخیتی با ادبیات نداشت ولی پله‌های ترقی را طی کرد و حالا با وجودی که چند ماه از خداحافظی او از عالم ادبیات می‌گذرد، در اوج پیری، خود را در قله‌ی ادبیات جهان می‌بیند،
افتخاری که تا به امروز تنها نصیب 109 نویسنده به غیر از او شده است.




1392/06/9

انتشار شعرهای فریدون مشیری در «دشت بنفشه»

1392/06/9

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری

مجموعه‌ای از دوبیتی‌ها و رباعی‌های فریدون مشیری منتشر می‌شود؛ همچنین گزیده شعرهای این شاعر تجدید چاپ شده است.

بابک مشیری - پسر فریدون مشیری - با اشاره به انتشار دوبیتی‌ها و رباعی‌های این شاعر به خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: دوبیتی‌ها و رباعی‌های فریدون مشیری با نام «دشت بنفشه» قرار بود سال گذشته در نشر خود ما - مهر و ابر - منتشر شود، اما به دلیل مشکلات کاغذ، چاپ نشد و اکنون قرار است به زودی به چاپ برسد.

او درباره رباعی‌ها و دوبیتی‌های این مجموعه گفت: بخشی از این شعرها در کتاب‌های پیشین ایشان آمده است که اکنون جمع‌آوری شده‌اند و بخشی از این شعرها هم تاکنون چاپ نشده‌اند.

او همچنین از بازنشر گزیده‌ شعر‌های این شاعر خبر داد و گفت: این گزیده شعر که «پرواز با خورشید» نام دارد، به صورت جیبی برای سومین‌بار در نشر مهر و ابر منتشر شده است.

به گزارش ایسنا، فریدون مشیری 30 شهریورماه سال 1305 در تهران به دنیا آمد. بخشی از دوره‌ی ابتدایی و متوسطه را در مشهد گذراند. سپس به تهران آمد و به خدمت وزارت پست و تلگراف درآمد. با چند مجله‌ی هفتگی ازجمله «روشنفکر» همکاری کرد و متصدی بخش ادبی این مجله بود. او دوره‌ی روزنامه‌نگاری دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه تهران را هم به پایان رساند. این شاعر سوم آبان سال 1379 در سن 74 سالگی درگذشت.

منبع خبر : ایسنا                                                                




1392/05/27

شعرهای منتشر نشده‌ی اخوان مجوز گرفت

1392/05/27

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری

فرزند اخوان‌ثالث که مدت‌ها قبل خبر جمع‌آوری سروده‌های منتشر نشده‌ی پدرش و تجمیع آن‌ها در قالب آخرین مجموعه شعر زنده‌یاد مهدی‌اخوان‌ثالث را در اختیار این خبرگزاری گذاشته بود، از مجوز گرفتن این مجموعه و انتشار آن در ماه‌های آتی خبر داد.

وی دراین‌باره به ایلنا گفت: خوشبختانه سرانجام مجوز نشر مجموعه‌ی «سال دیگر ای دوست؛ ای همسایه» را گرفتیم. این مجموعه شعرهایی از اخوان ثالث را دربرمی‌گیرد که در هیچ کدام از کتاب‌های ایشان منتشر نشده است.

وی ادامه داد: برخی از این شعرها زمانی در مطبوعات منتشر شده بوده‌اند اما حتی خود اخوان نیز آن‌ها را فراموش کرده بود، بخشی از شعرهای این مجموعه هم از میان دست‌نوشته‌هایی که از پدرم به جا مانده است، استخراج شده است.

مدیر انتشارات زمستان ضمن بیان این مطلب که «سال دیگر ای دوست؛ ای همسایه» آخرین مجموعه‌شعری‌‌ست که به نام اخوان ثالث منتشر خواهد شد، اظهار داشت: این کتاب تقریبا ۲۵۰ تا ۲۶۰ صفحه خواهد داشت و مشغول انجام کارهای فنی و آماده‌سازی پیش از چاپ آن هستیم. با این اوصاف امیدواریم که این کتاب در نیمه‌ی دوم سال جاری منتشر شده و به دست علاقه‌مندان آثار اخوان ثالث برسد.

وی در رابطه وضعیت نشر سایر آثار نشر زمستان نیز گفت: کتاب تازه‌ای که تدارک انتشارش را می‌بینیم، کتابی‌ست تحت عنوان «همراه لحظه‌های گریزان». این کتاب مجموعه مقالاتی‌ست که دیگران در مورد اخوان، اشعار و زندگی‌اش نوشته‌اند. حتی خاطرات دوستان و نزدیکان نیز در این کتاب آمده که هرکدام به بیان زاویه‌ای خاص و تازه از شخصیت این شاعر نامی می‌پردازد.

زردشت افزود: مقالات این کتاب از سال ۳۹ تا ۸۹ نوشته شده‌اند و به زودی آن را برای اخذ مجوز به ارشاد خواهیم فرستاد. امیدواریم این کتاب برای اخذ مجوز با مشکل روبرو نشود زیرا به جز بیان‌های ادبی و بررسی‌های شخصیتی، مطلبی در آن نیست.

مدیر نشر زمستان همچنین خبر داد: جلد سوم از مقالات زنده‌یاد اخوان‌ثالث نیز با نام«حریم‌ سایه‌های سرو» درحال آماده‌سازی است و احتمالا یکی دو ماه دیگر آن را برای مراحل اخذ مجوز به اداره‌ی کتاب وزارت ارشاد خواهیم فرستاد. کلیات اشعار پدرم نیز کتاب دیگری‌ست که مدت‌هاست در صدد انتشار آن بوده‌ایم اما از آنجایی که شعرهای منتشر نشده‌ی اخوان نیز باید به آن اضافه می‌شد، دست نگه‌داشتیم که خوشبختانه با مجوز گرفتن «سال دیگر ای دوست؛ ای همسایه»، رویه‌ی انتشار کلیات نیز آغاز شده است.

به نقل از خبرگزاری ایلنا  




1392/05/12

قلب احمدرضا احمدی زین پس با باتری می تپد

1392/05/12

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری

 

 ماهور احمدی، دختر این شاعر و نویسنده‌ی پیشکسوت، در این‌باره به خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: در پی تشدید عارضه‌ی قلبی‌ و افت ضربان قلب احمدرضا احمدی، او به بیمارستان منتقل شد و پس از آنژیوگرافی، یک باتری موقت در قلبش کار گذاشته شده، ولی قرار است روز یکشنبه (13 مردادماه) در قلب او یک باتری دائمی کار گذاشته شود.

او همچنین حال احمدرضا احمدی را که از روز چهارشنبه (9 مردادماه) در بخش سی‌سی‌یو (
CCU) بیمارستان آتیه بستری است، رضایت‌بخش توصیف کرد.

ماهور احمدی درباره‌ی وضعیت جسمی پدرش توضیح داد: فعلا حال عمومی ایشان خوب است و هنوز هم همان روحیه‌ی طنز و خوب‌شان را دارند، ولی در وضعیت استراحت مطلق هستند و نباید از تخت پایین بیایند.

او همچنین از دکتر منوچهر پرنیا (پزشک معالج احمدرضا احمدی) به خاطر نظارت دقیق و چندساله، به صورت ویژه تشکر کرد.

به گزارش ایسنا، احمدرضا احمدی متولد سال 1319 است و تا کنون آثار بسیاری را برای بزرگسالان و کودکان منتشر کرده است.


منبع خبر : ایسنا




  • کل صفحات: 2
  • 1  
  • 2  


موزیک
دریافت كد موسیقی
رتبه گوگل
ابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک , . , .
پرش به بالای تصویر
Up Page
ویکیو ، سرویس جستجو در اینترنتکد پرش به بالای صفحه وب
پسندیدن [cb:post_like]