تبلیغات
LINGUISTICS SCHOOL - نگاهی به زندگی فرخی یزدی (بخش نخست)
LINGUISTICS SCHOOL
...به نام خدایی كه در این نزدیكی است
1393/05/20

نگاهی به زندگی فرخی یزدی (بخش نخست)

1393/05/20

نوع مطلب :تاریخ ادبیات، 
نویسنده :علی تفكری


سرگذشت دهقان زاده یزدی
نویسنده: بهمن شعبان زاده

میرزا محمد، متخلص به فرخى، فرزند محمد ابراهیم سمساریزدى، در ۱۳۰۶ هـ.ق، ۸-۱۲۶۷ ه.ش در شهر یزد به دنیا آمد.۱ این دهقان زاده یزدى،۲ دوران كودكى و نوجوانى خود را در شهر یزد گذراند و تحصیلات مقدماتى را در مدرسه مرسلین (مسیونرها) انگلیسى یزد به پایان رسانید. استعداد شاعرى و روح اعتراض جویانه، انقلابى و آزادیخواهانه خود را در همان مدرسه نشان داد. در سن پانزده سالگى به جرم سرودن اشعارى در انتقاد از تبلیغات مذهبى  گردانندگان مدرسه و تربیت كودكان پیرو «دین احمدى»  در «سراى نصرانى»۳ از مدرسه اخراج شد. تحصیلات وى تا سن شانزده سالگى و در حد ادبیات فارسى و مقدمات عربى است. فقر خانواده او را مجبور ساخت مدتى به كارگرى در كارگاه هاى پارچه بافى و نانوایى بپردازد. انقلاب مشروطیت و آزادیخواهى ملت ایران بر كارگر جوان تاثیر نهاد و اولین اشعار سیاسى خود را در ستایش آزادى سرود:
قسم به عزت و قدر و مقام آزادى
/ كه روح بخش جهان است نام آزادى/ به پیش اهل جهان محترم بود آن كس/ كه داشت از دل و جان احترام آزادى.../ اگر خداى به من فرصتى دهد یك روز/ كشم ز مرتجعین انتقام آزادى۴
با آغاز انقلاب مشروطیت و تاسیس حزب دموكرات در ایران، وى از اعضاى جدى دموكرات هاى یزد و آزادیخواهان آن شهر گردید. شعرى را كه در انتقاد از حكومت جابرانه ضغیم الدوله قشقایى، حاكم یزد، سروده بود در جمع آزادیخواهان و دموكرات هاى یزد خواند (۱۳۲۸ یا ۱۳۲۷ ه.ق) / (۱۲۸۹ ش). فرخى حاكم یزد را به رها كردن «خوى ضحاكى» و اجراى قانون و سرمشق گیرى از بهمن، كیخسرو، جمشید و فریدون تشویق كرد.۵ این شعرها حاكم یزد را به خشم آورد. دستور داد او را دستگیر و دهانش را با نخ و سوزن دوخته و به زندان افكندند.۶ فرخى یزدى به هنگامى كه در زندان حاكم یزد بود، مسمطى ساخت و براى آزادیخواهان و دموكرات هاى تهران به نام ارمغان فرستاد:
اى دموكرات بت با شرف نوع پرست
/ كه طرفدارى ما رنجبران خوى تو هست/ اندر این دوره كه قانون شكنى دل هاست/ گر ز هم مسلك خویشت خبرى نیست بدست/ شرح این قصه شنو از دو لب دوخته ام/ تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام۷
فرخى پس از یكى دو ماه از زندان گریخت و با كمك آزادیخواهان و مردم در انجمن شهریزد متحصن شد و مبارزه خود را با حاكم مستبد ادامه داد.۸ شاعر لب دوخته تقریباً در اواخر سال ۱۳۲۸ ه.ق به تهران آمد و به دموكرات  ها پیوست. در نشریات اشعار و نوشته هاى مهیجى درباره آزادى ایران انتشار داد كه سخت مورد توجه ملیون و آزادیخواهان قرار گرفت. فرخى در آغاز جنگ جهانى اول همچون سایر آزادیخواهان به سمت غرب و به خاك عراق مهاجرت كرد و چون مورد تعقیب انگلیسى  ها بود مجبور شد با پاى پیاده و برهنه به ایران بیاید. هنگامى كه وثوق الدوله در سال ۱۹۱۹ م / ۱۲۹۸ ش قرارداد بدفرجام را با انگلستان امضا كرد، فرخى نیز همچون همه روشنفكران، نویسندگان و شاعران با قرارداد ۱۹۱۹ مخالفت كرد و در اثر آن مدت ها زندانى گردید:
داد كه دستور دیوخوى زبیداد
/ كشور جم را به باد بى هنرى داد/ داد قرارى كه بى قرارى ملت/ ز آن به فلك مى رسد ز ولوله و داد.../ كاخ گز رسس* كه بود سخت چو آهن/ باره بهمن بود كه سخت چو پولاد/ سر بسر آن را به روز پاى فشارى/ دست تو از بن گرفت و كند ز بنیاد۹
در شعر دیگرى كه در زندان وثوق الدوله بر ضد قرارداد سروده است، خطاب به وثوق الدوله مى گوید كه من هیچ گناهى جز «حب وطن» ندارم و قرارداد ۱۹۱۹ هدفى جز تملیك ندارد.۱۰ همچنین فرخى به دلیل مخالفت با كودتاى سوم اسفند ۱۲۹۹ ش، به مدت دو سه ماهى در باغ سردار اعتماد زندانى شد. فرخى در اواخر سال ۱۳۳۹ ه.ق / ۱۳۰۰ ش روزنامه طوفان را منتشر كرد. روزنامه طوفان به صاحب امتیازى فرخى و مدیر مسئولى موسوى زاده تاسیس شد. شماره اول آن روز جمعه ۲۱ ذیحجه ۱۳۳۹ ه.ق [برابر با ۵ شهریور _ ۱۳۰۰ ش] انتشار یافت.۱۱
فرخى به گفته خودش این نام را از واقعیت محیط سیاسى ایران برگزیده است. وى مى نویسد:
«براى بیان مصداق حقیقى اوضاع امروزه ایران به لااضطرار [بالاضطرار] جریده خود را طوفان نام نهاده و تا زمانى كه ما و مملكت در چنگال حوادث گرفتاریم روزنامه ما هم ناچار در همان جریان سیر مى نماید و البته امیدواریم كه روزى به تناسب محیط نام روزنامه خود را به سكوت و آرامش عوض نماییم. آرى امروز عالم طوفانى و هر لحظه دنیا و ساكنین آن در روى هیجان و انقلاب طبقاتى سیر [مى نماید]. تزلزل گیتى و كشمكش بشر با شدت در جریان و ما مثل همیشه در بستر امن و آغوش غفلت خفته، علاوه بر آن از این گیرودارها استفاده نمى كنیم. با قطع این حقیقت (ملتى كه در جاده ترقى پیش نرود ناچار به قهقرا عقب خواهد رفت)... ما مى خواهیم براى متناسب شدن با دنیا، هموطنان و رفقاى خود را در مقابل جهانگیرى هاى طماع متنبه ساخته، ایشان را به اراده و عمل بخوانیم.»۱۲

وقوع انقلاب اكتبر در روسیه و واژگون شدن حكومت تزارى و استقرار دولت سوسیالیستى در آن كشور، بسیارى از جوانان ایرانى را ناخودآگاه به سوى سوسیالیسم كشاند. فرخى نیز به گفته بزرگ علوى، بدون اینكه یك كلمه از ماركس، انگلس و لنین خوانده باشد خودش را سوسیالیست و روزنامه خود را مبلغ مرام سوسیالیسم مى دانست.۱۳ به همین جهت طوفان را با كلیشه سرخ، كه نشانه انقلابى بودن و حمایت از كارگران و دهقانان بود، منتشر مى كرد. به نوشته ایرج اسكندرى، فرخى یزدى در اداره روزنامه تابلوهاى رنگى متعددى از ماركس، انگلس و لنین آویزان كرده بود و با مقالات انتقادى تند كه انتشار مى داد مى خواست روزنامه طوفان را به مثابه نماینده چپ ترین جناح جنبش انقلاب ایران درآورد. در آن روزگار بازار روزنامه نگارى فقط با مقالات تند و انقلابى مشترى داشت.۱۴ حبیب یغمایى از كارمندان روزنامه طوفان مى نویسد: «روزنامه طوفان را روس ها اداره مى كردند و در آخر هر ماه خرج و دخل آن را مى رسیدند.»۱۵ روتشتاین، وزیر مختار شوروى در ایران، پس از ورود به ایران روابط خود را با مطبوعات چپ گراى ایران برقرار كرد. وى در سفارت شوروى دفترى ویژه به نام دفتر مطبوعات باز كرد كه از جمله وظایف آن توزیع مقررى ماهیانه (به تفاوت از۱۵۰ تا ۷۵۰ تومان در ماه) میان برخى از روزنامه هاى تهران بود. همچنین این دفتر اخبار روزنامه، مطالب و مقالات برخى روزنامه هاى چپ گرا مانند طوفان،  حقیقت و ستاره ایران را در اختیار آنها و احزاب چپ گرا و عناصر متمایل به شوروى مى گذاشت.۱۶ فرخى مطالب جانبدارانه اى در حمایت از «ملت حریت پرور روس» ۱۷ و سرزمینى كه «تیشه فولادگر كارگر و داس آهنین دهقان»۱۸ در آن حكمفرما بود، منتشر مى كرد. به باور فرخى اگر انقلاب اكتبر در روسیه به وقوع نمى پیوست، ایران باستانى در برابر امپریالیسم تاب نمى آورد و از ایران «اثرى جز نام در صفحه تاریخ» نمى ماند.۱۹
طوفان در مدت هشت سال انتشار بیش از پانزده بار توقیف شد. هر وقت روزنامه طوفان توقیف مى شد،  فرخى یزدى با در دست داشتن امتیاز روزنامه هاى دیگر دیدگاه هاى سیاسى خود را در آن روزنامه ها مى نوشت. روزنامه هاى پیكار، قیام، طلیعه، آیینه افكار و ستاره شرق روزنامه هایى بودند كه پس از توقیف طوفان منتشر گردیدند.
در اواخر بهمن ماه ۱۳۰۰ ش به مناسبت اولین سالگرد كودتاى سوم اسفند ۱۲۹۹ برخى از روزنامه هاى چپ گرا مقالاتى درباره كودتا انتشار دادند، كه دخالت انگلستان را در كودتا نشان مى داد. رضاخان سردار سپه ضمن بیانیه مفصلى اعلام كرد كه «مسبب حقیقى كودتا منم» و هر روزنامه اى كه غیر از این مطلبى بنویسد «به نام مملكت و وجدان آن جریده را توقیف و مدیر و نویسنده آن را هم، هر كه باشد، تسلیم مجازات خواهم نمود.»۲۰ پس از نشر این بیانیه برخى روزنامه ها اعمال و رفتار خشن سردار سپه را مورد انتقاد و سرزنش قراردادند. فرماندار نظامى تهران طى اخطاریه شدیداللحنى، كه به دستور وزیر جنگ نوشته شده بود، به روزنامه نگاران اخطار كرد كه «از این به بعد قلم هاى منحرف شكسته و زبان هاى فحاش بریده خواهد شد.»۲۱ (۱۷ اسفند ۱۳۰۰ ش) در اعتراض به این اخطاریه حكومت نظامى، فرخى سرمقاله ۱۸ اسفند روزنامه طوفان را تحت عنوان «حكومت شتر گاو پلنگ»  علیه بى قانونى هاى سردار سپه منتشر ساخت و این رباعى را در صفحه اول روزنامه درج كرد:
از یك طرفى مجلس ما شیك و قشنگ
/ از یك طرفى عرصه به ملیون تنگ/ قانون حكومت نظامى و فشار / این است حكومت شتر گاو پلنگ۲۲
حكومت نظامى درصدد دستگیرى فرخى برآمد و او در سفارت شوروى متحصن شد. روزنامه هاى دیگر مقالاتى علیه سردار سپه و حكومت نظامى منتشر كردند. سردار سپه عصبانى شد و یكى دو نفر از آنها را تنبیه كرد و حتى دندان یكى از آنها را شكست.۲۳ به دنبال فرخى یزدى، جمعى دیگر از روزنامه نگاران و آزادیخواهان در حضرت عبدالعظیم و سپس سفارت شوروى بست نشستند و الغاى حكومت نظامى و اجراى قانون اساسى را خواستار شدند.۲۴ سردار سپه در دیدار با روتشتاین وعده الغاى حكومت نظامى را مى دهد، اما درگیرى میان مسلمانان و كلیمیان سبب شد كه سردار سپه از اجراى قول خود طفره رود.۲۵ از طرف دیگر براى اینكه متحصنین سفارت را به نحوى از حمایت روتشتاین خارج سازند تیمورتاش وزیر عدلیه را براى مذاكره با متحصنین به سفارت شوروى مى فرستند. تیمورتاش از آنها تقاضاى ترك تحصن مى نماید. اما فرخى و دیگران حاضر به ترك تحصن نمى شوند.۲۶ عبدالله مستوفى كه نظر خوشى نسبت به تحصن فرخى در «سفارت روس بالشویك» ندارد و تاسف مى خورد از اینكه چرا فرخى «زیر شلاق سردار سپه نیفتاد» مى نویسد: «تیمورتاش موفق نشد این مار را از سوراخ به در آورد.»۲۷ سردار سپه براى جلب نظر متحصنین سفارت شوروى شخصاً به سفارت رفت. مدتى با فرخى و سایر متحصنین مذاكره كرد و وعده هایى به آنها داد و از آنها خواست كه درخواست   هاى خودشان را بنویسند و نزد سردار سپه بفرستند. اما سردار سپه به آنها نوشت كه با مذاكرات قبلى مخالف هستم. ابتدا از سفارت خارج شوید تا بعد به درخواست هاى شما رسیدگى شود. متحصنین قبول نكردند، ولى در اثر تبانى هایى كه میان آنها مى شد میان متحصنین سفارت نزاع درگرفت و شیرازه جمعیت آنها به هم خورد، عده اى از آنجا خارج شدند.۲۸ فرخى و برخى دیگر همچنان در تحصن باقى ماندند. مشیرالدوله وقتى كه متوجه شد كاركردن با سردار سپه آسان نیست استعفا داد و قوام السلطنه تشكیل دولت داد. وى وعده داد كه قانون اساسى را اجرا و منظور متحصنین را تامین نماید. متحصنین باقى مانده، با همین وعده ترك تحصن كردند و فرخى هم ظاهراً به واسطه تامین هایى كه توسط روتشتاین از رضاخان گرفته مى شود تحصن را ترك كرده و به كار روزنامه نگارى و سرودن اشعار سیاسى مى پردازد. سال دوم طوفان دوره مبارزه شدید آن علیه دولت، هیات حاكمه و مجلس است. اغلب شماره هاى سال دوم داراى سرمقاله   هاى تند و شدیداللحن است. فرخى خود را مانند یك سرباز به میدان مبارزه افكنده است.
طوفان در سال سوم لحن آرام و صلح جویانه اى به خود مى گیرد. «تجربه   هاى متواتر» (چندین بار توقیف) و ترویج «آیین مقدس سوسیالیسم» به عنوان اساس كار روزنامه و نیز «بى استعدادى ملت ایران براى جنبش و انقلاب بر ضد تشكیلات حاضره» از دلایل این لحن آرام است.
گر طالب صلح نامه طوفان است
/ گر منكر جنگ خامه طوفان است/ مقصود از این سیاست جنگ و گریز/ یك چند دیگر ادامه طوفان است۲۹
طوفان در سال سوم، شماره ۳۷ به علت نشر مقاله اى تحت عنوان «امنیت چیست؟» و انتقاد از توقیف «روزنامه اقدام»  و تبعید مدیر آن به بین النهرین، توقیف شد. این توقیف «هزار روز» طول كشید.
با مشت و لگد معنى امنیت چیست؟
/ با نفى بلد ناجى امنیت كیست؟/ بازور مرا مگو كه امنیت هست/ با ناله ز من شنو كه امنیت نیست۳۰
با وجود این فرخى دست از افكار خود برنداشت و در مقاله اى تحت عنوان، «حكومت فشار» كه در روزنامه «طلیعه آیینه  افكار» منتشر شد، حمله شدیدى به رضاخان و دولت وى كرد. پس از نشر این مقاله، نظمیه فرخى را دستگیر كرد. به كرمان فرستاد. وى را به مدت دو ماه در سربازخانه كرمان زندانى كردند اما پس از دو ماه با پادرمیانى تیمورتاش، والى وقت كرمان، آزاد و به تهران بازگشت.۳۱
پس از «هزار روز تعطیل» شماره اول سال ششم طوفان در ۹ شهریور ۱۳۰۵ منتشر شد. اما از مقالات اساسى و شدیداللحن گذشته اثرى نیست. علت آن به گفته فرخى «عدم رضایت از روزنامه نگارى در جریان فعلى محیط»۳۲ سیاسى است:
ز بس كه هر چه نویسم به من كنند ایراد
/ بر آن سرم كه دگر ترك سرمقاله كنم۳۳
با كاهش این نوع مقالات، فرخى فرصت پرداختن به فعالیت هاى ادبى و فرهنگى پیدا مى كند. به همین جهت طوفان هفتگى را، كه نامه اى «ادبى _ اجتماعى» بود، به منظور كمك به ادبیات ایران منتشر كرد. طوفان هفتگى به صاحب امتیازى فرخى و با مساعدت قلمى سیدفخرالدین شادمان در تهران تاسیس شد و اولین شماره آن در ۲۴ بهمن ماه ۱۳۰۶ ش منتشر شد.۳۴
پى نوشت ها:
۱- فرخى یزدى، محمد. دیوان، به اهتمام حسین مكى، چ،۹ تهران، نشر امیركبیر، ۱۳۶۹ش، ص۱۳.
۲- ماخذ پیشین، ۱۶۲. من آن خونین دل زارم كه خون خوردن بود كارم
مباهاتى كه من دارم، ز دهقان زادگى دارم
۳- ماخذ پیشین، ۲۰۵.
۴- طوفان (روزنامه). غزل، س،۶ ش۱۹ ، ۲۰ مهر ۱۳۰۵.
۵- دیوان. ۱۶-۱۵ و ۱۹۱- ۱۸۶.
۶- ماخذ پیشین، ۱۶.
۷- ماخذ پیشین، ۲۰-۱۹
۸- مكى، حسین. تاریخ بیست ساله ایران، چ،۶ تهران، انتشارات علمى، ۱۳۷۴ش، ج،۲ ص۵۰.
۹- دیوان. ۰۳- ۲۰۲.
۱۰- ماخذ پیشین، ۱۹۸. در مورد مبارزه داخلى و خارجى با قرارداد،۱۹۱۹ نك: كاتوزیان، محمدعلى همایون (دكتر). «مبارزه با قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس»، ترجمه علیرضا طیب، اطلاعات سیاسى- اقتصادى (ماهنامه) س،۱۳ ش۵ و ،۶ بهمن و اسفند ،۱۳۷۷ صص ۲۱- ۶؛ س ،۱۳ ش ۷ و ،۸ فروردین و اردیبهشت ،۱۳۷۸ صص ۵۱- ۳۲.
۱۱- محمد صدرهاشمى در جلد سوم تاریخ جراید و مجلات، تاریخ انتشار نخستین شماره طوفان را ۲ ذیحجه ۱۳۳۹ ه.ق نوشته است. حسین مكى و دیگران نیز كه از روى آن نوشته اند، دچار اشتباه شده اند. در نسخه موجود در كتابخانه ملى ایران، انتشار نخستین شماره طوفان در ۲۱ ذیحجه ۱۳۳۹ است.
۱۲- طوفان. مقصود طوفان چیست؟ س،۱ ش۱ ، ۲۱ ذیحجه ۱۳۳۹.
۱۳- علوى، بزرگ، خاطرات، به كوشش حمید احمدى، چ،۱ تهران، دنیاى كتاب، ۱۳۷۷ ش، ص ۱۵۱.
۱۴- اسكندرى، ایرج. خاطرات، چ،۱ تهران، موسسه مطالعات و پژوهش هاى سیاسى، ۱۳۷۲ش، ص ۹۷.
۱۵- یغمایى، حبیب. «فرخى یزدى»، یغما (مجله)، س،۵ ش۶-،۴ تابستان ۱۳۵۸ش، ص۲۷۳.
۱۶- اسناد راكد وزارت خارجه بریتانیا، گزارش هاى محرمانه وابسته نظامى به وزیرمختار با مشخصات:
Foo.371/7806. به نقل از: شیخ الاسلامى، جواد (دكتر)، افزایش نفوذ روس و انگلیس در ایران عصر قاجار، چ،۱ تهران، انتشارات كیهان، ۱۳۶۹ش، صص ۱۰۱- ۱۰۰؛ لنزوسكى، جورج. رقابت روسیه و غرب در ایران، ترجمه اسماعیل رائین، چ،۱ تهران، انتشارات جاویدان، ۱۳۵۳ش، ص۱۰۶.
۱۷- طوفان. ایجاد صحبت بیت دولتین روس و انگلیس، س،۱ ش۳۵ ، ۱۷ ربیع الثانى ۱۳۴۰ ، ۲۵ قوس (آذر) ۱۳۰۰؛ لاجوردى، حبیب. اتحادیه هاى كارگرى و خودكامگى در ایران، ترجمه ضیاءصدقى، چ،۱ تهران، نشر نو، ۱۳۶۹ش، ص۲۰.
۱۸- طوفان. رستاخیز طوفان، س،۱ ش۴۵ ، ۹ جمادى الثانى ۱۳۴۰ ، ۱۸ دلو (بهمن) ۱۳۰۰.
۱۹- طوفان. ملت چه مى خواهد؟ س،۱ ش ۳۷ ، ۱۹ ربیع الثانى ۱۳۴۰ ، ۲۷ قوس (آذر) ۱۳۰۰.
۲۰- مستوفى، عبدالله. شرح زندگانى من، چ،۳ تهران، انتشارات زوار، ۱۳۷۱ش، ج،۳ ص۴۸۹.
۲۱- ماخذ پیشین، ۴۹۱.
۲۲- مكى، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج،۲ ص۷۸.
۲۳- مستوفى. ماخذ پیشین، صص ۹۸- ۴۷۹.
۲۴- بهار، ملك الشعراء. تاریخ مختصر احزاب سیاسى ایران، چ،۲ تهران، شركت سهامى كتاب هاى جیبى، ۱۳۵۷ش، ج،۱ ص۲۰۳؛ مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ص ۷۹.
۲۵- مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ص ۸۰.
۲۶- بهار، ماخذ پیشین، ج،۱ ص ۲۰۴؛ مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ص ۸۰؛ مستوفى، ماخذ پیشین، ج،۳ ص ۵۰۰.
۲۷- مستوفى. ماخذ پیشین، ج،۳ صص ۵۰۰- ۴۹۸.
۲۸- بهار. ماخذ پیشین، ج،۱ ص ۲۰۷؛ مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ص ۸۲.
۲۹- طوفان. سال سوم طوفان، س،۳ ش۱ ، ۱۵ محرم ۱۳۴۲ ، ۵ سنبله (شهریور) ۱۳۰۲.
۳۰- طوفان. امنیت چیست؟، س،۳ ش۳۷ ، ۱۶ ربیع الاول ۱۳۴۲ ، ۳ قوس (آذر)۱۳۰۲.
۳۱- دیوان. ،۵۲ مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ۴۴۰.
۳۲- طوفان. قوه مقننه- مجریه، س،۶ ش۱۷۰ ، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۰۶.
۳۳- طوفان. س،۶ ش۱۴۳ ، ۱۸ فروردین ۱۳۰۶.
۳۴- طوفان هفتگى. ش۱ ، ۲۴ بهمن ،۱۳۰۶ ص۱.

منبع:روزنامه شرق






موزیک
دریافت كد موسیقی
رتبه گوگل
ابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک , . , .
پرش به بالای تصویر
Up Page
ویکیو ، سرویس جستجو در اینترنتکد پرش به بالای صفحه وب
پسندیدن [cb:post_like]