تبلیغات
LINGUISTICS SCHOOL - حکایت...
LINGUISTICS SCHOOL
...به نام خدایی كه در این نزدیكی است
1393/05/6

حکایت...

1393/05/6

نوع مطلب :ادبیات فارسی، 
نویسنده :علی تفكری


به سرزمین مغرب ، طبیبی را دیدم که مریضان در پیش رو ، درمانشان را وصف همی گفت .
پیش رفتم و گفتم : خدایت بیامرزاد ، مرا نیز درمان کن .
 ساعتی در من نگریست و سپس گفت : 
عرق فقر و برگ بردباری را با هلیله فروتنی گرد کن و همه را در ظرف یقین بگذار و آب خشیت در آن ریز و آتش غم زیرش روشن کن ، سپس با صافی مراقبت در جامرضایتش بپالای و آن را با جرعه توکل بیامیز وبا دست صدق بگیرش و در صراحیاستغفارش بنوش ، پس از آن به آب زهد مزمزه کن و خود را از آز و طمع محفوظ بدار .
انشاء الله خداوند شفایت دهد .
کشکول شیخ بهایی ص 10

حکایت کنند که : 
مردی به خدمت سالک همدانی رفت و از او خواست که برای او براتی نویسد که به هر کجا رود چیزی به او عطا کنند .
شیخ بر تکه ای مرقوم فرمود :
وکیل اموال الهی وبرگزیده حضرت پادشاهی از خزانه مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله از وجه من جاء بالحسنة فله عشرا امثالها وبه حکم ما عندکم ینفد و ما عند الله باق از معامله من ذا الذی یقرض قرضا حسنا فیضاعفه له و به قول ان احسنتم احسنتم لانفسکمتسلیم فاما السائل فلا تنهر نمائید تا به وقت محاسبه حسبا یسیرا در دیوان فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره در یوم لا ینفع مال و لا بنون مجری خواهید شد .
برگرفته از کتاب نشان از بی نشانها ص 447






موزیک
دریافت كد موسیقی
رتبه گوگل
ابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک , . , .
پرش به بالای تصویر
Up Page
ویکیو ، سرویس جستجو در اینترنتکد پرش به بالای صفحه وب
پسندیدن [cb:post_like]