تبلیغات
LINGUISTICS SCHOOL - اسلوب معادله چیست؟
LINGUISTICS SCHOOL
...به نام خدایی كه در این نزدیكی است
1392/12/5

اسلوب معادله چیست؟

1392/12/5

نوع مطلب :آرایه های ادبی، 
نویسنده :علی تفكری


آرایه ادبی« اسلوب معادله»که بیشتر در شعر سبک هندی به کار رفته است یکی از زیباترین آرایه ها است. شعری است که ابتدا شاعر یک مفهوم یا مقصود خاصی را در یک مصراع می آورد سپس برای توضیح بیش تر آن، یک تمثیل یا ضرب المثل را در مصراع دیگر می آورد تا مفهوم بیت برای خواننده ساده و قابل فهم شود.  به ظاهر هیچ ارتباط معنایی بین دو مصراع نیست و می توان جای دو مصراع را عوض کرد، یا بین دو مصراع علامت(=) گذاشت، یا عبارت(همانطور که ) آورد چنانچه این عبارت یا علامت مساوی بین دو مصراع برقرار شود آرایه ی «اسلوب معادله» می باشد. معروف ترین شاعر اسلوب معادله «صائب تبریزی» است. «بیدل هندی» نیز این آرایه را به کار برده است این آرایه در کتاب درسی ادبیات فارسی(2) ذکر شده است اما دانش آموزان از آوردن مثال های آن ناتوان هستند و در کتاب  آرایه های ادبی سال سوم انسانی، نامی از آن برده نشده است.

 نمونه های آرایه ادبی« اسلوب معادله» در شعر صائب:

دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود

چون حباب از خود کند قالب تهی، دریا شود

 

 صبر بر جور فلک کن تا برآیی رو سفید

لاله چون در آسیاب افتد تحمل بایدش

 

 به هیچ جا نرسد، هر    که   همتش پست است 

پر شکسته ،خس و خار آشیانه شود

 

 ندارد چشم احسان از خسیسان همت قانع

محال است استخوان را از دهان سگ، هما گیرد

 

 از تواضع کم نگردد رتبه ی گردنکشان

نیست عیبی گر بود شمشیر لنگردار کج

 

پدرخجلت کشدازاعمال ناشایست فرزندان

خطایی گر زتیرآید،کمان بر خویش می لرزد            

 

پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند

 حرص گدا شود طرف شام، بیشتر

 

بر فقیران محنت پیری نباشد ناگوار

کی غم نان می خورد آنکس که دندان  نیستش

 

نیست هر ناشسته رو، شایسته ی اقبال عشق

مه، کجا در دیده ی پروانه گیرد جای شمع

 

دیدن پا بهتر است از بال و پر ، طاووس را

عیب خود را در نظر، بیش از هنر داریم ما

 

 روح، بیجا از شکست  جسم می لرزد به خود 

پسته چون از پوست می آید برون، در شکر است

 

همتی مردانه می خواهد  گذشتن از جهان

یوسفی باید که بازار زلیخا بشکند

 

شکایت از ستم چرخ ناجوان مردیست

که گوشمال پدر، خیر خواهی پسر است

 

 ریشه نخل کهنسال از جوان افزون تر است

بیشتر دلبستگی باشد به دنیا،پیر را

 

 نمی گردد حریف نفس سرکش،عقل دریا دل

چگونه زیر دست خویش سازد آب ،روغن را

 

بهار عمر ملاقات دوستداران است

 چه حظ برد خضر از عمر جاودان تنها

 

از جدایی قطع پیوند جدایی مشکل است

گر شود سی پاره از هم، کی شود قرآن جدا

 

عشق هیهات است، در خلوت شود غافل ز حسن

نیست در زندان زلیخا، از مه کنعان جدا


می توان از عالم افسرده دل برداشت ز ود

از تنور سرد می گردد به گرمی نان جدا

 

بلاست نفس، عنان چون ز دست عقل گرفت

عصا چون از کف موسی فتاد،ثعبان  است

 

بر ضعیفان ظلم کردن، ظلم برخود کردن است

شعله هم بی بال و پر شد، تا خس و خاشاک سوخت

 

کلید گنج سعادت، زبان خاموشی است

صدف به مزد خموشی، گهر ز نیسان یافت

 

خصم، بیجا به زبردستی خود می نازد

زودتر پاره کند زه، چو کمان پر زور است

 

می توان کردن به نرمی ، راه در دلهای سخت

رشته از همواری خود، غوطه  در گوهر زده است

 

دل چه می د اند که قدرش چیست، در دیوان عشق

یوسف نادیده مصر، از قیمت خود غافل است

 

برندارد میوه تا خام است دست از شاخسار

زاهد ناپخته را از خود بریدن مشکل است

 

نفس آگاه دلان، عاجز شیطان نشود

سگ کم از شیر نباشد، چو شبان با گله است






موزیک
دریافت كد موسیقی
رتبه گوگل
ابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک , . , .
پرش به بالای تصویر
Up Page
ویکیو ، سرویس جستجو در اینترنتکد پرش به بالای صفحه وب
پسندیدن [cb:post_like]