تبلیغات
LINGUISTICS SCHOOL - به بهانه سالروز عروج مفسر عشق، علامه محمد تقی جعفری
LINGUISTICS SCHOOL
...به نام خدایی كه در این نزدیكی است
1392/08/28

به بهانه سالروز عروج مفسر عشق، علامه محمد تقی جعفری

1392/08/28

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری

جاودانگی و عشق
25
آبان سالگرد درگذشت علامه محمدتقی جعفری

نویسنده: فرید صلواتی

آنچه از دریا، به دریا می رود از همان جا کآمد، آنجا می رود
    از سر که سیل های تیز رو وز تن ما جان عشق آمیز رو

    می شود در اوج شادی به غم نشست؛ می شود بر فراز قهقهه در دریای اشک غرق شد؛ می شود در اوج آزادگی دلدادگی در حجم عظیم فراق در بند شد؛ می شود بر پهنه گسترده دریا بر بستر کویر تشنگی از پای درآمد؛ می شود در اوج سبزینگی خزان برگ سبز را باور کرد... . ولی بر گرده باور نمی توان مرگ اندیشه را تحمل کرد؛ چراکه باور مرگ اندیشه مرگ را نمی شناسد و مرگ بر برتر از خود غلبه نمی کند؛ آنی را که خداوند از خود می داند مرگ را زهره عبور از آن نیست! که اندیشه عشق است و مرگ را زهره رویارویی با عشق نیست که نور عشق ظلمت مرگ را می شکافد و عاشقان را بر سفینه عشق از آن گذرگاه به سلامت عبور می دهد و اویی را که عشق را بر ترانه اندیشه عرفان جاری سازد و خود عاشق باشد چگونه مرگ رخسار او را زرد کند؛ که رخسار عاشقان گلگونه است.

    از فیلسوف شرق علامه محمدتقی جعفری می گویم؛ او از حریم آفتاب آمده بود؛ از خانه خورشید؛ تا مسیح وار با نبض اندیشه دستی آشنا سازد؛ مرده دلان را برانگیزد؛ از روی تفکر لعاب برگیرد و حدیث عشق را مکرر کند؛ آدمیان را به پهنه معرفت دوست بکشاند؛ آمده بود از حوالی نسیم با پیاله ای از آب کوثر، جرعه افشان بر خاک حقیقت؛ لبریز از عطر بوی قرآن ناطق؛ تا تشنگان فلسفه را سیراب کند و بر داغ عطش مشتاقان و بی صبران در درک مفاهیم عمیق مرهم گذارد. او از روزگار فراق ازلی می نالید و از هجران دراز معضق ابدی حکایت ها داشت؛ در هر جمعیتی جفت خوشحالان و بدحالان بود؛ زندگی را در نفیر خویشتن معنی می کرد؛ می گفت که: در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست. اگرچه در شانزدهمین سالگرد رجعت علامه محمدتقی جعفری(ره) هستیم ولی باورمان آن را نمی پذیرد. چگونه دلی که «ارتباط انسان با جهان» را روشن ساخت، چگونه جانی که از کمند «جبر و اختیار» رهید، چگونه اندیشه ای که بر سفینه «وجدان» بر بلندای آسمان صداقت جای گرفت؛ چگونه اویی که از «دریا به دریا» را در مقابل دیدگان ما به تصویر آورد و عینیت بخشید؛ چگونه اویی که دفتر عشق معرفت؛ «مثنوی معنوی» را از انزوای جهل ما بیرون آورد و بر سربرگ اندیشه جامعه جای داد؛ چگونه اویی که علی(ع) و کلام علی(ع) را به تفسیر عشق نشست؛ چگونه اویی که اندیشه اندیشمندان جهان را به تکاپو درآورد؛ چگونه اویی که عشق را در «نیایش؛ بیابان عرفات از زبان سلطان عشق حسین بن علی(ع) بر جان تشنه ما ریخت؛ چگونه اویی که در اوج همه این بزرگی ها کوچک می نمود و خاضع و خاشع رسم انسانی را در «حیات معقول» خود به نمایش درآورد؛ چگونه اویی که بر بستر عشق جاری بود و جز سرود محبت و دوستی و انسانیت و عدالت آزادگی را بر زبان و عمل جاری نساخت!... چگونه باور آوریم که او در میان ما نیست! فیلسوف شرق نمرده که هزارپاره شد و بذر عشق شد و بر دل های مشتاق پراکنده شد تا که از سرزمین جان ها سر برآورد و تا ابدیت جاودانگی استمرار بخشد که تا خدا هست عشق هست و تا عشق هست حیات اندیشه هست و تا اندیشه هست اندیشمند باقی است. سالگرد عروج علامه محمدتقی جعفری گرامی و یاد و خاطره عشق آمیزش را بر لوح جان حک می کنیم.

نقل از شرق






موزیک
دریافت كد موسیقی
رتبه گوگل
ابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک , . , .
پرش به بالای تصویر
Up Page
ویکیو ، سرویس جستجو در اینترنتکد پرش به بالای صفحه وب
پسندیدن [cb:post_like]