تبلیغات
LINGUISTICS SCHOOL
LINGUISTICS SCHOOL
...به نام خدایی كه در این نزدیكی است
1393/07/1

استشمام شمیم بهار دانایی

1393/07/1

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری

شروع سال تحصیلی 94-93 را به همه ی دانش آموزان خلاق و آینده ساز و اساتید شریف و صدیقشان تبریک عرض می نمایم.

با امید به این که با اکسیر دانایی و توانایی مرزهای جدید علم و دانش و پژوهش را درنوردیم و با پیوند علم و ایمان و محصول خجسته ی آن ظفرمندانه به فتح قله های رفیع بهروزی و پیروزی و کامیابی و کامرانی ترفیع یابیم.




1393/06/1

نگاهی به زندگی فرخی یزدی (بخش دوم)

1393/06/1

نوع مطلب :تاریخ ادبیات، 
نویسنده :علی تفكری


سرگذشت دهقان زاده یزدی (بخش پایانی)

بهمن شعبان زاده


در سال ۱۹۲۸ م / ۱۳۰۶ ش، كه ده سال از استقرار رژیم كمونیستى در شوروى مى گذشت، دولت شوروى از همه كشورهاى جهان نمایندگانى به مسكو دعوت كرد تا نتیجه ده سال تلاش و كوشش مردم آن كشور را از نزدیك ببینند. فرخى نیز از شمار این دعوت شدگان بود. وى به همراه سلیمان میرزا، على دشتى و ابوطالب شیروانى براى شركت در جشن دهمین سال انقلاب اكتبر به مسكو رفت. در آنجا غزلى خطاب به مردم شوروى سرود كه روزنامه ایزوستیا با خط فرخى و عكس وى به چاپ رساند. پس از بازگشت به ایران مقاله اى از یكى از نشریات خارجى تحت عنوان «جور و ستم هاى دیكتاتورى» ترجمه و در روزنامه طوفان منتشر كرد. همچنین فرخى «یادداشت هاى سفر شوروى» را در ستایش پیشرفت هاى اجتماعى شوروى در روزنامه به چاپ رساند. در پرتو این یادداشت ها، دانش روسى و ادبیات روسیه و نمایشنامه نویسى معاصر روسیه در ایران گسترش یافت. طوفان ترجمه هایى از پوشكین، تولستوى و نویسندگان معاصر روسیه چاپ كرد.۱ در نتیجه نشر این مقالات طوفان توقیف و سفرنامه ناتمام ماند و فرخى به زندان افتاد.
آقابكف، وابسته سفارت شوروى در تهران، در خاطرات خود مى نویسد: «در بازگشت از سفرى كه به شوروى كرد مقالاتى در تمجید و ستایش از تشكیلات كشور اتحاد جماهیر شوروى مى نوشت. ولى یك روز در شرفیابى روزنامه نگاران، شاه [رضاشاه] رو به او كرد و گفت: «فرخى دقت كن! در مقالات راجع به روسیه، درباره خوبى هاى آنها خیلى اغراق كرده اى!» و پس از آن نشر این سرى از مقالات متوقف شد.»۲
در دوره هفتم قانونگذارى (۹ _ ۲۳۰۷ ش)، فرخى از یزد به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد.۳ در این دوره تنها او و نماینده رشت، محمدرضا طلوع، در اقلیت بودند.۴ فرخى با قبول اینكه «حكومت پارلمانى، حكومت عدد و نفر [حكومت اكثریت]»، است مى خواست در چارچوب «قانون اساسى و حكومت مشروطه» و به نام ملت از «خیر عمومى» صحبت كند۵ و «حقایق» را روشن سازد: «چرا نمى گذارید حقایق گفته شود؟! وزیر فواید عامه آدم حبس مى كند.چرا حق ملت را تضییع مى كنید و مانع مى شوید حقایق گفته شود. این چه مشروطه است (با حرارت) ملت از میان رفت. ما به نام ملت مى خواهیم صحبت كنیم.»۶
اما اكثریت با ایجاد «اوضاع شترگاوپلنگ» در مجلس از صحبت او و محمدرضا طلوع جلوگیرى مى كردند.۷ در این دوره وى با مفاد قرارداد «الغاى حق صدور اسكناس» توسط بانك شاهنشاهى مخالفت كرد. به موجب این قرارداد به بانك شاهنشاهى در برابر الغاى حق صدور اسكناس مبلغ دویست هزار لیره پول نقد پرداخت مى شد. همچنین دولت به بانك شاهنشاهى اجازه مى داد كه در معاملات خود املاك را به وثیقه بپذیرد و حتى براى وصول طلب خود املاك به وثیقه گذارده شده را خریدارى نماید. فرخى با لغو صدور اسكناس موافق، اما با شرایط بعدى آن مخالف بود و آن را منافى «استقلال ایران» و «الغاى كاپیتولاسیون» مى دانست و مى گفت با تصویب این قرارداد «حق استعمار را با تشریفات قانونى» به یك بانك خارجى تسلیم مى نماییم.۸ نمایندگان اكثریت با اعلام اینكه «تو مامورى» مانع ادامه سخنان فرخى شدند.
در چند ماه آخر دوره مجلس هفتم (تابستان ۱۳۰۹ ش) فرخى مى خواست فراكسیون كوچك امنیت را تشكیل دهد. همزمان در خارج از مجلس كه تشكیلات سرى توسط ملیون فعال بود این تشكیلات سرى با فرخى و دسته پارلمانى او ارتباط یافته، تصمیم مى گیرند در جریان انتخابات با هم كار كنند و به مناسبت تجدید انتخابات بیانیه مفصلى در منزل فرخى نوشتند و به شكل شبنامه توسط فرخى، سالار ظفر، طلوع و سایر اعضاى حزب ملیون و فراكسیون پارلمانى پخش گردید. بیانیه با تشریح دیكتاتورى رضاشاهى از مردم مى خواست علیه دخالت دولت در انتخابات اعتراض نموده و اشخاص صالح را انتخاب نمایند. ماجراى شبنامه لو مى رود. سالار ظفر و عده اى از دست اندركاران آن دستگیر مى شوند.۹
در داخل مجلس فرخى با لایحه تاسیس «بانك فلاحتى» مخالفت مى كند. فرخى هر چند تاسیس بانك فلاحتى را یكى از «برجسته ترین آمال ملیون» مى داند اما معتقد بود این لایحه «انتظارات منافع زارع و دهقان» و «آسایش رعیت و ترقى فلاحت» را تامین نمى نماید و فقط مالكان صاحب املاك ثبتى مى توانستند از بانك وام دریافت كنند و سرمایه جدیدى با بهره كم به دست آورند. باید «املاك خالصه را با بانك فلاحتى واگذار كرده كه بانك مزبور آن را بین رعایا تقسیم كند و جواهرات سلطنتى را سرمایه بانك فلاحتى قرار داد تا به هر نحو كه میسر است رفاه حال زارعین را فراهم كند و تشكیل طبقه زارعین مستقل داده آنها را از عبودیت نجات دهد.»۱۰ چون به فرخى قبل از دستور اجازه صحبت داده نمى شد در پایان این مخالفت مى خواست «راجع به انتخابات» حرف بزند. نمایندگان «همهمه» را آغاز كردند و آن را «خارج از موضوع» دانستند.۱۱ در این هنگام حیدرى نماینده ساوجبلاغ، فرخى را كتك زد به طورى كه خون از دماغش جارى شد.فرخى فریاد كشید وقتى در مركز ثقل قانون اساسى كه من مصونیت دارم، مورد ضرب و شتم قرار گیرم معلوم است كه در بیرون بر سر من چه خواهد آمد. رختخواب خواست و تا آخر دوره هفتم در مجلس زندگى كرد.۱۲ لو رفتن شبنامه علت دیگر تحصن فرخى در مجلس بود. روزى كه فرداى آن مجلس هفتم پایان مى یافت و مصونیت فرخى تمام مى شد، فرخى ناپدید شد. ابتدا به شوروى و سپس به آلمان رفت. پیشه ورى مى نویسد: «گفتم چرا رفتى، چرا آمدى، اروپا چه مى كردى؟» گفت: «رفتنم بسیار ساده بود. مى خواستند در قضیه شبنامه سالار ظفر توقیفم كنند.»۱۳ در شوروى به علت اینكه گویا نسبت به رژیم كمونیسم انتقاد مى كرد نتوانست به سر برد.۱۴ از نقطه نظر شوروى «رژیم رضاشاه به منزله یك نهضت آزادیخواهانه ملى بود كه جنبه ضدامپریالیستى و نیمه (بورژوازى) داشت و بنابراین مى بایستى كه این رژیم از طرف روسیه شوروى تقویت و پشتیبانى گردد.»۱۵ از طرف دیگر روس ها معتقد بودند كه «رضاشاه در دهه دوم و اوایل دهه سوم قرن بیستم اصول بى طرفى را در سیاست خارجى كشور مراعات مى نمود و در راه همكارى اقتصادى و بازرگانى با اتحاد شوروى فعالانه گام برمى داشت.»۱۶ دولت شوروى كه سیاست «عدم مداخله كامل» در امور ایران و حفظ «روابط كاملاً دوستانه» با دولت رضاشاه را در پیش گرفته بود۱۷ و بزرگترین طرف تجارى ایران بود، به تعبیر بزرگ علوى صلاح ندانستند كه به فرخى اجازه اقامت در شوروى بدهند.۱۸
پیشه ورى از زبان فرخى مى نویسد: «در مسكو با مخارجى كه مى دادند، نمى توانستم قناعت كنم. از سفارت ایران خرجى خواستم، گفتند فقط در اروپا مى توانیم بدهیم. به برلن رفتم. آنجا از سفارت ایران قدرى خرجى گرفتم و خود را در حمایت مطبوعات آلمان گذاشته بودم. هر جا مى رفتم خیلى احترامم مى كردند. هنوز آلمان دموكراسى بود.»۱۹
فرخى در برلن چند مقاله تند در مجله پیكار بر علیه حكومت استبدادى رضاشاه منتشر كرد. امتیاز نشریه پیكار به نام یك نفر آلمانى دكتر كارل ونر بود. ولى در واقع آن را مرتضى علوى برادر بزرگ بزرگ علوى اداره مى كرد. میرزا محمدعلى خان فرزین سفیر ایران در برلن تحت این عنوان كه مندرجات مجله پیكار توهین به پادشاه ایران است، به دستور دولت در محاكم آلمان علیه مدیرمسئول مجله پیكار اقامه دعوى كرد و از مقامات آلمانى خواست كه از انتشار این روزنامه جلوگیرى نمایند. از سوى دیگر چون بنا به دستور رضاشاه كلیه كارشناسان آلمانى كه در ایران كار مى كردند بركنار شده و برخى از قراردادهاى اقتصادى و مقاطعه كارى هاى آلمانى لغو شده بود، دولت آلمان به درخواست سرمایه دارى آلمانى به ویژه صنایع گروپ، از فعالیت هاى ضدرضا شاهى در آلمان جلوگیرى و در اكتبر ۱۹۳۲ نشریه پیكار پس از انتشار دوازده شماره توقیف شد. مرتضى علوى را تبعید كردند. فرخى در این دادگاه به عنوان شاهد احضار گردیده بود. شهادت وى تاثیر فراوانى در دادگاه داشت. با مداركى كه ارائه داد و سخنانى كه گفت، محاكمه به سود مدیر مجله پیكار و نویسندگان آن تمام شد. دادگاه حكم برائت كلیه متهمان را صادر كرد.۲۰فرخى در آلمان روزنامه دیگرى به نام «نهضت» براى نشر افكار خود به وجود آورد. اما فقط یك شماره از آن منتشر شد.۲۱ زیرا بر اثر اقدامات دولت ایران اداره شهربانى برلن، فرخى را وادار كرد كه از خاك آلمان خارج شود. هدایت در این مورد مى نویسد:
«تیمورتاش كه از سفر مشایعت ولیعهد [به سوئیس] مراجعت كرده بود به سفارت آلمان گوشزد كرد كه احتمال بستن در مدرسه آلمانى [در تهران] مى رود و طلاب ایرانى از برلن به جاى دیگر انتقال خواهند یافت. آلمان كانون ترویج كمونیستى شده است، فرخى مرد ناراحتى است. در این اثنا كابینه برلن تغییرى كرد كه رعایت دموكراسى خشك را نمى كرد. فرخى را از آلمان عذر خواستند و به ایران آمد.»۲۲
تیمورتاش در برلن با فرخى ملاقات و تامین هایى به او از طرف رضا شاه براى بازگشت مى دهد. پیشه ورى مى نویسد: «گفتم براى چه از اروپا آمدى؟ چون اشخاص غریبه زیاد بودند، نمى خواست جواب بدهد، سربسته گفت: من از بیگانگان هرگز ننالم.»۲۳ در تهران تحت نظر ماموران محرمانه شعبه اطلاعات شهربانى قرار گرفت (بهار ۱۳۱۲ش). پس از یك سال به عمارت كلاه فرنگى واقع در دربند شمیران نقل مكان كرد. در آنجا نیز تحت نظر شدید قرار داشت و هركس نزد او مى آمد، «پاى استنطاق مى رفت».۲۴ اما به گفتن شعرهاى انقلابى ادامه داد، ولى نه روزنامه اى داشت كه آنها را چاپ بكند و نه آواز خوانى ۲۵ كه آنها را در میان كوه هاى دربند بخواند و به گوش مردم برساند. فرخى بیكار و بدهكار و در عین آزادى عملاً زندانى است:
اى كه گوئى تا به كى در بند دربندیم ما
تا كه آزادى بود دربند، دربندیم ما۲۶
براى گذراندن زندگى دست كمك به سوى دوستان دراز مى كند اما به گفته خود او شهربانى مى خواست با دست اشخاص او را جیره خور بكند.۲۷ به همین جهت سرلشكر آیرم رئیس شهربانى پیشنهاد ۵۰۰ ریال كمك ماهانه و سپس شغلى در شهربانى مى كند ولى هر دو را رد مى كند. پس از مدتى به اتهام ۳۰۰۰ ریال بدهى به رضاى كاغذفروش راهى زندان ثبت اسناد مى شود (۱۳۱۵ش).زندان ثبت به درازا مى كشد و او در یك بحران روحى در ۱۴ فروردین ۱۳۱۶ ش دست به خودكشى مى زند:
زین محبس تنگ در گشودم رفتم
زنجیر ستم پاره نمودم رفتم
بى چیز و گرسنه و تهیدست و فقیر
زان سان كه نخست آمده بودم رفتم
در حالت غیر طبیعى سخنانى را علیه حكومت استبدادى رضاشاه به زبان مى آورد، پرونده اى سیاسى به نام «اسائه ادب به مقام سلطنت» براى او مى سازند و او را به زندان شهربانى منتقل مى نمایند. در دادگاه فرمایشى ابتدا به ۳۰ ماه و سپس به ۳ سال زندان محكوم مى شود.۲۸ در تمام محاكمات كاملاً سكوت اختیار مى كرد و در آخر هر جلسه محاكمه فقط این جمله را بر زبان مى راند، قضاوت نهایى با ملت است. مدتى در زندان شهربانى به سر برد تا آن كه یك روز از پنجره زندان خود را به تمام زندانیان معرفى كرد.۲۹
در این اثنا عده اى بر سر او ریخته و با كتك و لگد او را از حرف بازداشتند ولى فرخى به صحبت خود ادامه داد. او كه طبعى آزاد و خودسر داشت غزلى سرود و آن را به دوستان بختیارى خود كه در زندان بودند داد و خود قربانى آن غزل گردید:۳۰
پیش دشمن سپرافكندن من هست محال
در ره دوست گر آماجگه تیر شوم...
به ناخدایى این كشتى شكسته مناز
كه ناخدا نتواند دم از خدایى زد...
برفرخى آورد آنچه مصائب
او را نتوانست كه مرعوب نماید.
در ۲۷ شهریور ۱۳۱۷ ش فرخى در زندان قصر شاهد اعتصاب غذاى ۳۱ نفر بود. این گروه در اعتراض به شلاق زدن خلیل ملكى اعتصاب كرده بودند. فرخى این مقاومت را چنین توصیف كرده است:
صدمرد چوشیر عهد و پیمان كردند
اعلان گرسنگى به زندان كردند
شیران گرسنه از پى حفظ شرف
با شور و شعف ترك سرجان كردند۳۰
او كه در ۱۶ سال پیش با رضاخان داخل «مبارزه» شده و با او «بى پروا به نبرد» برخاسته بود، «تا روزگار با كدامیك مساعدت نموده و زانوى دیگرى را به زمین فرود آورد»۳۱ در خرداد ماه ۱۳۱۸ زانویش به زمین خورد و فرمان قتل او صادر گردید. ابتدا در غذایش سم مى ریزند ولى مى فهمد و غذا را نمى خورد. او را به بیمارستان زندان مى برند. سرانجام در ۲۵ مهر ماه ۱۳۱۸ پزشك احمدى با آمپول هوا به نیم قرن زندگى پرماجراى او در بیمارستان پایان داد.۳۲
منابع:
- شكل یونانى نام خشایارشا، شاهنشاه هخامنشى
-منظور فرخى سرتیپ بوذرجمهرى بود كه از كفالت بلدیه تهران به وزارت فوایدى عامه انتخاب شد و مدیركل وزارتخانه را در خود وزارتخانه زندانى نمود.
- در صورت مذاكرات مجلس اشاره اى به كتك خوردن فرخى نشده است.
پى نوشت ها:
۱- كوبیچكووا، ورا. نگرشى بر ادبیات نوین ایران، نك: آژند، یعقوب. ادبیات نوین ایران، چ،۱ تهران، امیركبیر، ۱۳۶۳ش، ص۵۳.
۲- خاطرات آقابكف. ترجمه دكتر حسین ابوترابیان، چ،۱ تهران، انتشارات پیام، ۱۳۵۷ش، صص
۴۹-۱۴۸.
۳- از مجموع ۱۱۹۷۷ آراى ماخوذه در یزد، فرخى با اكثریت ۹۷۶۵ راى به نمایندگى مجلس شوراى ملى برگزیده شد؛ نك: مذاكرات مجلس. دوره هفتم تقنینیه، جلسه ۲ ، ۱۴ آبان ،۱۳۰۷ ص ۲۰.
۴- مكى، ماخذ پیشین، ج۵ ، ۱۷۳.
۵- مذاكرات مجلس. دوره هفتم تقنینیه، جلسه ،۹۸ ۱۳ بهمن ،۱۳۰۸ ج،۲ ص۱۵۱۴.
۶- ماخذ پیشین، جلسه ۱۰۰ ، ۲۷ بهمن ،۱۳۰۸ ص۱۵۵۰.
۷- ماخذ پیشین، همان جا.
۸- مذاكرات مجلس، دوره هفتم تقنینیه، جلسه ۱۲۵ ، ۱ خرداد ،۱۳۰۹ ج،۳ صص ۲۰۸۴- ۲۰۸۰.
۹- پیشه ورى، جعفر. یادداشت هاى زندان، بى جا، نشر پسیان، بى تا، صص۳۸- ۳۴.
۱۰- مذاكرات مجلس. دوره هفتم تقنینیه، جلسه ،۱۳۹ ۲۶ مرداد ،۱۳۰۹ ج،۳ صص۳۲۷-۳۲۴.
۱۱- ماخذ پیشین، ۲۳۲۶.
۱۲- مكى. ماخذ پیشین، ج،۵ ص۱۷۲.
۱۳- پیشه ورى. ماخذ پیشین، ص ۴.
۱۴- مكى. ماخذ پیشین، ج ،۵ ص ۸۴. ۴۹- لنزوسكى- ماخذ پیشین، ص ۱۲۳.
۱۵- ایوانف، م.س. تاریخ نوین ایران، بى جا، بى نا، بى تا، ص۷۵.
۱۶- طبرى، احسان. جامعه ایران در دوران رضاشاه، بى جا، بى نا، ۱۳۵۶ش، ص۵۹.
۱۷- علوى، ماخذ پیشین، ص ۸۸.
۱۸- پیشه ورى. ماخذ پیشین، ص ۴.
۱۹- اسكندرى. ماخذ پیشین، صص ۳۷ - ۵۳۶؛ علوى. ماخذ پیشین، صص ۸۷- ۸۲؛ آرین پور. همان، ج،۳ ص ۵۰۷؛ بزرگ علوى مى گوید كه یكى از جلسات نیم ساعت طول كشید و جلسه دیگر را سرهمبندى كردند و فرخى نتوانست در دادگاه شركت كند. نك: همان، ص ۸۸.
۲۰- علوى، ماخذ پیشین، ص ۸۸.
۲۱- هدایت، مهدیقلى. خاطرات و خطرات، چ،۲ تهران، كتابفروشى زوار، ۱۳۴۴ش، ص۳۹۱.
۲۲- پیشه ورى، ماخذ پیشین، ص ۵.
۲۳- ماخذ پیشین، ص ۵.
۲۴- عباس یمینى شریف- فرزند صاحبخانه فرخى در دربند- مى گوید: «فرخى علاوه بر انتشار اشعار و افكارش از طریق روزنامه ها و مطبوعات به خصوص روزنامه خودش طوفان، آوازخوانى را استخدام كرده بود كه اشعار سیاسى و انتقادى او را از آن باغ [باغ كلاه فرنگى] كه به روى كوه و مشرف به رودخانه و جاده دربند بود، شب هاى جمعه و شب هاى پنجشنبه كه جمعیت فراوانى براى تفریح در دره دربند و سربند رفت و آمد مى كردند یا در باغ ها ساكن مى شدند، به صورت آواز بخواند و پیام او را به گوش مردم برساند؛ نك: یمینى شریف، عباس. نیم قرن در باغ شعر كودكان، چ،۱ تهران، انتشارات روش نو، ۱۳۷۳ش، ص۱۵.
۲۵- یمینى شریف، ماخذ پیشین، ص ۱۶.
۲۶- پیشه ورى، ماخذ پیشین، ص ۳.
۲۷- حسین مكى در تاریخ بیست ساله ایران، جلد ،۵ ص ،۱۷۸ مدت زندان را ۳۰ ماه اما در مقدمه دیوان فرخى یزدى صفحه ۶۳ ، ۲۷ ماه نوشته است.
۲۸- یادداشت هاى پیشه ورى، ماخذ پیشین، ص ۳.
۲۹- ملكى، خلیل. خاطرات سیاسى، با مقدمه محمدعلى همایون كاتوزیان، چ،۱ تهران، انتشارات رواق ۱۳۵۷ش، ص۲۶۸.
۳۰- علوى، ماخذ پیشین، ص ۲۲۶؛ اسكندرى، ماخذ پیشین، ص ۹۷. این رباعى در خاطرات علوى و اسكندرى به شكل هاى دیگرى آمده است.
۳۱- طوفان. آقاى سردارسپه (مقاله)، س،۲ ش،۶۷ ۲۶ رمضان ۱۳۴۱ ، ۲۴ ثور (اردیبهشت) ۱۳۰۲.
۳۲- در این مورد نك: گلبن، محمد و شریفى، یوسف. محاكمه محاكمه گران، چ،۱ تهران، نشر نقره، ۱۳۶۲ش، صص
۱۹۵-۱۸۳.

منبع: روزنامه شرق




1393/05/28

"بانوی غزل ایران" دیگر چشمانش را نمی گشاید!

1393/05/28

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری


ستاره ها نهفته

در آسمان ابری

دلم گرفته ای دوست

هوای گریه بامن

سیمین بهبهانی بامداد امروز (سه‌شنبه) بر اثر ایست قلبی و تنفسی دار فانی را وداع گفت. 
 
علی بهبهانی، پسر ارشد سیمین بهبهانی در گفت‌وگو با ایسنا گفت: با همه تلاش پزشکان، متأسفانه ساعت یک بامداد مادرم درگذشت. 
 
او افزود: حال مادر دیروز عصر اندکی بهتر شده بود و ما فکر می‌کردیم او متوجه اتفاقات اطرافش است اما متأسفانه مثل شعله شمع که بالا می‌گیرد و بعد خاموش می‌شود، ساعت یک بامداد از بیمارستان خبر دادند که او درگذشته است. 
 
علی بهبهانی گفت: در حال تصمیم‌گیری برای انتخاب محل آرامگاه مادر هستیم و در حال حاضر نیز پیکر او در سردخانه بیمارستان است. 
 
خبر درگذشت سیمین بهبهانی از سوی کادر بیمارستان محل بستری وی نیز تأیید شد. 
 
به گزارش ایسنا، سیمین بهبهانی از 15 مرداد ماه به کما رفت و در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری بود. 
 
به دنبال بستری شدن این شاعر غزل‌سرا، پیش‌تر شایعاتی زودهنگام از درگذشت وی در برخی رسانه‌ها انتشار یافته بود که از سوی خانواده بهبهانی تکذیب شد. 
 
22 مرداد ماه سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به همراه افشین علاء و فاطمه راکعی برای عیادت از این شاعر به بیمارستان رفتند. مهدی قزلی، مدیر بنیاد شعر و ادبیات داستانی نیز در این دیدار حضور داشت. 
 
سیمین بهبهانی‌ زاده‌ی سال 1306 در تهران است و از میان آثار او می‌توان به «سه‌تار شکسته»، «جای پا»، «چلچراغ»، «رستاخیز» و «یک دریچه آزادی» اشاره کرد. 




1393/05/25

مدرسه زبان شناسی پنج ساله شد!

1393/05/25

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری



پنج سال پیش در چنین روزی، در پنجمین ماه سال، وبلاگ مدرسه زبان شناسی در فضای مجازی متولد شداز آن روز تا کنون با وجود همه ی ملاحظات و محدودیت های پیش رو، اقبال و حمایت های شما عزیزان مانع از تصمیم گیری در خصوص تعطیلی این وبلاگ شده است؛ اگرچه بر این باورم که وبلاگ مدرسه زبان شناسی هنوز با آن چه که در خور مخاطبانم است فاصله ی زیادی دارد. از این رو چون همیشه دست یاری به سوی شما دراز کرده و چشم انتظار نظرات و پیشنهادات شما خوبان هستم.

 

عشق دردانه است و من غواص و دریا میکده               سر فرو بردم در آن جا تا کجا سر بر کنم

  




1393/05/24

سیمین بهبهانی چشمانش را باز کرد

1393/05/24

نوع مطلب :اخبار ادبی، 
نویسنده :علی تفكری

پسر سیمین بهبهانی گفت: وضعیت این شاعر که از چهارشنبه پیش (15 مردادماه) تا کنون در کما به سر می‌برد، رو به بهبودی است، ضریب هوشیاری‌اش بالاتر رفته و چشمانش را باز کرده است.

علی بهبهانی در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره آخرین وضعیت سیمین بهبهانی که در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری است گفت: وضعیت ایشان در همان چارچوب و حالت قبلی است، اما دکترشان می‌گویند حال‌شان بهتر شده است. البته نمی‌شود گفت چنان خوب شده‌اند که به بخش منتقل شوند، اما ضریب هوشیاری‌شان بالاتر آمده و حال‌شان از این جهت رو به بهبودی است.

او افزود: ایشان چشمان‌شان را باز کرده‌اند و گاهی نگاه‌های هدفمندی نشان می‌دهند.

بیماری این شاعر به خاطر نارسایی ریوی و قلبی است که نارسایی ریوی بر قلبش تأثیر گذاشته است.




1393/05/20

نگاهی به زندگی فرخی یزدی (بخش نخست)

1393/05/20

نوع مطلب :تاریخ ادبیات، 
نویسنده :علی تفكری


سرگذشت دهقان زاده یزدی
نویسنده: بهمن شعبان زاده

میرزا محمد، متخلص به فرخى، فرزند محمد ابراهیم سمساریزدى، در ۱۳۰۶ هـ.ق، ۸-۱۲۶۷ ه.ش در شهر یزد به دنیا آمد.۱ این دهقان زاده یزدى،۲ دوران كودكى و نوجوانى خود را در شهر یزد گذراند و تحصیلات مقدماتى را در مدرسه مرسلین (مسیونرها) انگلیسى یزد به پایان رسانید. استعداد شاعرى و روح اعتراض جویانه، انقلابى و آزادیخواهانه خود را در همان مدرسه نشان داد. در سن پانزده سالگى به جرم سرودن اشعارى در انتقاد از تبلیغات مذهبى  گردانندگان مدرسه و تربیت كودكان پیرو «دین احمدى»  در «سراى نصرانى»۳ از مدرسه اخراج شد. تحصیلات وى تا سن شانزده سالگى و در حد ادبیات فارسى و مقدمات عربى است. فقر خانواده او را مجبور ساخت مدتى به كارگرى در كارگاه هاى پارچه بافى و نانوایى بپردازد. انقلاب مشروطیت و آزادیخواهى ملت ایران بر كارگر جوان تاثیر نهاد و اولین اشعار سیاسى خود را در ستایش آزادى سرود:
قسم به عزت و قدر و مقام آزادى
/ كه روح بخش جهان است نام آزادى/ به پیش اهل جهان محترم بود آن كس/ كه داشت از دل و جان احترام آزادى.../ اگر خداى به من فرصتى دهد یك روز/ كشم ز مرتجعین انتقام آزادى۴
با آغاز انقلاب مشروطیت و تاسیس حزب دموكرات در ایران، وى از اعضاى جدى دموكرات هاى یزد و آزادیخواهان آن شهر گردید. شعرى را كه در انتقاد از حكومت جابرانه ضغیم الدوله قشقایى، حاكم یزد، سروده بود در جمع آزادیخواهان و دموكرات هاى یزد خواند (۱۳۲۸ یا ۱۳۲۷ ه.ق) / (۱۲۸۹ ش). فرخى حاكم یزد را به رها كردن «خوى ضحاكى» و اجراى قانون و سرمشق گیرى از بهمن، كیخسرو، جمشید و فریدون تشویق كرد.۵ این شعرها حاكم یزد را به خشم آورد. دستور داد او را دستگیر و دهانش را با نخ و سوزن دوخته و به زندان افكندند.۶ فرخى یزدى به هنگامى كه در زندان حاكم یزد بود، مسمطى ساخت و براى آزادیخواهان و دموكرات هاى تهران به نام ارمغان فرستاد:
اى دموكرات بت با شرف نوع پرست
/ كه طرفدارى ما رنجبران خوى تو هست/ اندر این دوره كه قانون شكنى دل هاست/ گر ز هم مسلك خویشت خبرى نیست بدست/ شرح این قصه شنو از دو لب دوخته ام/ تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام۷
فرخى پس از یكى دو ماه از زندان گریخت و با كمك آزادیخواهان و مردم در انجمن شهریزد متحصن شد و مبارزه خود را با حاكم مستبد ادامه داد.۸ شاعر لب دوخته تقریباً در اواخر سال ۱۳۲۸ ه.ق به تهران آمد و به دموكرات  ها پیوست. در نشریات اشعار و نوشته هاى مهیجى درباره آزادى ایران انتشار داد كه سخت مورد توجه ملیون و آزادیخواهان قرار گرفت. فرخى در آغاز جنگ جهانى اول همچون سایر آزادیخواهان به سمت غرب و به خاك عراق مهاجرت كرد و چون مورد تعقیب انگلیسى  ها بود مجبور شد با پاى پیاده و برهنه به ایران بیاید. هنگامى كه وثوق الدوله در سال ۱۹۱۹ م / ۱۲۹۸ ش قرارداد بدفرجام را با انگلستان امضا كرد، فرخى نیز همچون همه روشنفكران، نویسندگان و شاعران با قرارداد ۱۹۱۹ مخالفت كرد و در اثر آن مدت ها زندانى گردید:
داد كه دستور دیوخوى زبیداد
/ كشور جم را به باد بى هنرى داد/ داد قرارى كه بى قرارى ملت/ ز آن به فلك مى رسد ز ولوله و داد.../ كاخ گز رسس* كه بود سخت چو آهن/ باره بهمن بود كه سخت چو پولاد/ سر بسر آن را به روز پاى فشارى/ دست تو از بن گرفت و كند ز بنیاد۹
در شعر دیگرى كه در زندان وثوق الدوله بر ضد قرارداد سروده است، خطاب به وثوق الدوله مى گوید كه من هیچ گناهى جز «حب وطن» ندارم و قرارداد ۱۹۱۹ هدفى جز تملیك ندارد.۱۰ همچنین فرخى به دلیل مخالفت با كودتاى سوم اسفند ۱۲۹۹ ش، به مدت دو سه ماهى در باغ سردار اعتماد زندانى شد. فرخى در اواخر سال ۱۳۳۹ ه.ق / ۱۳۰۰ ش روزنامه طوفان را منتشر كرد. روزنامه طوفان به صاحب امتیازى فرخى و مدیر مسئولى موسوى زاده تاسیس شد. شماره اول آن روز جمعه ۲۱ ذیحجه ۱۳۳۹ ه.ق [برابر با ۵ شهریور _ ۱۳۰۰ ش] انتشار یافت.۱۱
فرخى به گفته خودش این نام را از واقعیت محیط سیاسى ایران برگزیده است. وى مى نویسد:
«براى بیان مصداق حقیقى اوضاع امروزه ایران به لااضطرار [بالاضطرار] جریده خود را طوفان نام نهاده و تا زمانى كه ما و مملكت در چنگال حوادث گرفتاریم روزنامه ما هم ناچار در همان جریان سیر مى نماید و البته امیدواریم كه روزى به تناسب محیط نام روزنامه خود را به سكوت و آرامش عوض نماییم. آرى امروز عالم طوفانى و هر لحظه دنیا و ساكنین آن در روى هیجان و انقلاب طبقاتى سیر [مى نماید]. تزلزل گیتى و كشمكش بشر با شدت در جریان و ما مثل همیشه در بستر امن و آغوش غفلت خفته، علاوه بر آن از این گیرودارها استفاده نمى كنیم. با قطع این حقیقت (ملتى كه در جاده ترقى پیش نرود ناچار به قهقرا عقب خواهد رفت)... ما مى خواهیم براى متناسب شدن با دنیا، هموطنان و رفقاى خود را در مقابل جهانگیرى هاى طماع متنبه ساخته، ایشان را به اراده و عمل بخوانیم.»۱۲

وقوع انقلاب اكتبر در روسیه و واژگون شدن حكومت تزارى و استقرار دولت سوسیالیستى در آن كشور، بسیارى از جوانان ایرانى را ناخودآگاه به سوى سوسیالیسم كشاند. فرخى نیز به گفته بزرگ علوى، بدون اینكه یك كلمه از ماركس، انگلس و لنین خوانده باشد خودش را سوسیالیست و روزنامه خود را مبلغ مرام سوسیالیسم مى دانست.۱۳ به همین جهت طوفان را با كلیشه سرخ، كه نشانه انقلابى بودن و حمایت از كارگران و دهقانان بود، منتشر مى كرد. به نوشته ایرج اسكندرى، فرخى یزدى در اداره روزنامه تابلوهاى رنگى متعددى از ماركس، انگلس و لنین آویزان كرده بود و با مقالات انتقادى تند كه انتشار مى داد مى خواست روزنامه طوفان را به مثابه نماینده چپ ترین جناح جنبش انقلاب ایران درآورد. در آن روزگار بازار روزنامه نگارى فقط با مقالات تند و انقلابى مشترى داشت.۱۴ حبیب یغمایى از كارمندان روزنامه طوفان مى نویسد: «روزنامه طوفان را روس ها اداره مى كردند و در آخر هر ماه خرج و دخل آن را مى رسیدند.»۱۵ روتشتاین، وزیر مختار شوروى در ایران، پس از ورود به ایران روابط خود را با مطبوعات چپ گراى ایران برقرار كرد. وى در سفارت شوروى دفترى ویژه به نام دفتر مطبوعات باز كرد كه از جمله وظایف آن توزیع مقررى ماهیانه (به تفاوت از۱۵۰ تا ۷۵۰ تومان در ماه) میان برخى از روزنامه هاى تهران بود. همچنین این دفتر اخبار روزنامه، مطالب و مقالات برخى روزنامه هاى چپ گرا مانند طوفان،  حقیقت و ستاره ایران را در اختیار آنها و احزاب چپ گرا و عناصر متمایل به شوروى مى گذاشت.۱۶ فرخى مطالب جانبدارانه اى در حمایت از «ملت حریت پرور روس» ۱۷ و سرزمینى كه «تیشه فولادگر كارگر و داس آهنین دهقان»۱۸ در آن حكمفرما بود، منتشر مى كرد. به باور فرخى اگر انقلاب اكتبر در روسیه به وقوع نمى پیوست، ایران باستانى در برابر امپریالیسم تاب نمى آورد و از ایران «اثرى جز نام در صفحه تاریخ» نمى ماند.۱۹
طوفان در مدت هشت سال انتشار بیش از پانزده بار توقیف شد. هر وقت روزنامه طوفان توقیف مى شد،  فرخى یزدى با در دست داشتن امتیاز روزنامه هاى دیگر دیدگاه هاى سیاسى خود را در آن روزنامه ها مى نوشت. روزنامه هاى پیكار، قیام، طلیعه، آیینه افكار و ستاره شرق روزنامه هایى بودند كه پس از توقیف طوفان منتشر گردیدند.
در اواخر بهمن ماه ۱۳۰۰ ش به مناسبت اولین سالگرد كودتاى سوم اسفند ۱۲۹۹ برخى از روزنامه هاى چپ گرا مقالاتى درباره كودتا انتشار دادند، كه دخالت انگلستان را در كودتا نشان مى داد. رضاخان سردار سپه ضمن بیانیه مفصلى اعلام كرد كه «مسبب حقیقى كودتا منم» و هر روزنامه اى كه غیر از این مطلبى بنویسد «به نام مملكت و وجدان آن جریده را توقیف و مدیر و نویسنده آن را هم، هر كه باشد، تسلیم مجازات خواهم نمود.»۲۰ پس از نشر این بیانیه برخى روزنامه ها اعمال و رفتار خشن سردار سپه را مورد انتقاد و سرزنش قراردادند. فرماندار نظامى تهران طى اخطاریه شدیداللحنى، كه به دستور وزیر جنگ نوشته شده بود، به روزنامه نگاران اخطار كرد كه «از این به بعد قلم هاى منحرف شكسته و زبان هاى فحاش بریده خواهد شد.»۲۱ (۱۷ اسفند ۱۳۰۰ ش) در اعتراض به این اخطاریه حكومت نظامى، فرخى سرمقاله ۱۸ اسفند روزنامه طوفان را تحت عنوان «حكومت شتر گاو پلنگ»  علیه بى قانونى هاى سردار سپه منتشر ساخت و این رباعى را در صفحه اول روزنامه درج كرد:
از یك طرفى مجلس ما شیك و قشنگ
/ از یك طرفى عرصه به ملیون تنگ/ قانون حكومت نظامى و فشار / این است حكومت شتر گاو پلنگ۲۲
حكومت نظامى درصدد دستگیرى فرخى برآمد و او در سفارت شوروى متحصن شد. روزنامه هاى دیگر مقالاتى علیه سردار سپه و حكومت نظامى منتشر كردند. سردار سپه عصبانى شد و یكى دو نفر از آنها را تنبیه كرد و حتى دندان یكى از آنها را شكست.۲۳ به دنبال فرخى یزدى، جمعى دیگر از روزنامه نگاران و آزادیخواهان در حضرت عبدالعظیم و سپس سفارت شوروى بست نشستند و الغاى حكومت نظامى و اجراى قانون اساسى را خواستار شدند.۲۴ سردار سپه در دیدار با روتشتاین وعده الغاى حكومت نظامى را مى دهد، اما درگیرى میان مسلمانان و كلیمیان سبب شد كه سردار سپه از اجراى قول خود طفره رود.۲۵ از طرف دیگر براى اینكه متحصنین سفارت را به نحوى از حمایت روتشتاین خارج سازند تیمورتاش وزیر عدلیه را براى مذاكره با متحصنین به سفارت شوروى مى فرستند. تیمورتاش از آنها تقاضاى ترك تحصن مى نماید. اما فرخى و دیگران حاضر به ترك تحصن نمى شوند.۲۶ عبدالله مستوفى كه نظر خوشى نسبت به تحصن فرخى در «سفارت روس بالشویك» ندارد و تاسف مى خورد از اینكه چرا فرخى «زیر شلاق سردار سپه نیفتاد» مى نویسد: «تیمورتاش موفق نشد این مار را از سوراخ به در آورد.»۲۷ سردار سپه براى جلب نظر متحصنین سفارت شوروى شخصاً به سفارت رفت. مدتى با فرخى و سایر متحصنین مذاكره كرد و وعده هایى به آنها داد و از آنها خواست كه درخواست   هاى خودشان را بنویسند و نزد سردار سپه بفرستند. اما سردار سپه به آنها نوشت كه با مذاكرات قبلى مخالف هستم. ابتدا از سفارت خارج شوید تا بعد به درخواست هاى شما رسیدگى شود. متحصنین قبول نكردند، ولى در اثر تبانى هایى كه میان آنها مى شد میان متحصنین سفارت نزاع درگرفت و شیرازه جمعیت آنها به هم خورد، عده اى از آنجا خارج شدند.۲۸ فرخى و برخى دیگر همچنان در تحصن باقى ماندند. مشیرالدوله وقتى كه متوجه شد كاركردن با سردار سپه آسان نیست استعفا داد و قوام السلطنه تشكیل دولت داد. وى وعده داد كه قانون اساسى را اجرا و منظور متحصنین را تامین نماید. متحصنین باقى مانده، با همین وعده ترك تحصن كردند و فرخى هم ظاهراً به واسطه تامین هایى كه توسط روتشتاین از رضاخان گرفته مى شود تحصن را ترك كرده و به كار روزنامه نگارى و سرودن اشعار سیاسى مى پردازد. سال دوم طوفان دوره مبارزه شدید آن علیه دولت، هیات حاكمه و مجلس است. اغلب شماره هاى سال دوم داراى سرمقاله   هاى تند و شدیداللحن است. فرخى خود را مانند یك سرباز به میدان مبارزه افكنده است.
طوفان در سال سوم لحن آرام و صلح جویانه اى به خود مى گیرد. «تجربه   هاى متواتر» (چندین بار توقیف) و ترویج «آیین مقدس سوسیالیسم» به عنوان اساس كار روزنامه و نیز «بى استعدادى ملت ایران براى جنبش و انقلاب بر ضد تشكیلات حاضره» از دلایل این لحن آرام است.
گر طالب صلح نامه طوفان است
/ گر منكر جنگ خامه طوفان است/ مقصود از این سیاست جنگ و گریز/ یك چند دیگر ادامه طوفان است۲۹
طوفان در سال سوم، شماره ۳۷ به علت نشر مقاله اى تحت عنوان «امنیت چیست؟» و انتقاد از توقیف «روزنامه اقدام»  و تبعید مدیر آن به بین النهرین، توقیف شد. این توقیف «هزار روز» طول كشید.
با مشت و لگد معنى امنیت چیست؟
/ با نفى بلد ناجى امنیت كیست؟/ بازور مرا مگو كه امنیت هست/ با ناله ز من شنو كه امنیت نیست۳۰
با وجود این فرخى دست از افكار خود برنداشت و در مقاله اى تحت عنوان، «حكومت فشار» كه در روزنامه «طلیعه آیینه  افكار» منتشر شد، حمله شدیدى به رضاخان و دولت وى كرد. پس از نشر این مقاله، نظمیه فرخى را دستگیر كرد. به كرمان فرستاد. وى را به مدت دو ماه در سربازخانه كرمان زندانى كردند اما پس از دو ماه با پادرمیانى تیمورتاش، والى وقت كرمان، آزاد و به تهران بازگشت.۳۱
پس از «هزار روز تعطیل» شماره اول سال ششم طوفان در ۹ شهریور ۱۳۰۵ منتشر شد. اما از مقالات اساسى و شدیداللحن گذشته اثرى نیست. علت آن به گفته فرخى «عدم رضایت از روزنامه نگارى در جریان فعلى محیط»۳۲ سیاسى است:
ز بس كه هر چه نویسم به من كنند ایراد
/ بر آن سرم كه دگر ترك سرمقاله كنم۳۳
با كاهش این نوع مقالات، فرخى فرصت پرداختن به فعالیت هاى ادبى و فرهنگى پیدا مى كند. به همین جهت طوفان هفتگى را، كه نامه اى «ادبى _ اجتماعى» بود، به منظور كمك به ادبیات ایران منتشر كرد. طوفان هفتگى به صاحب امتیازى فرخى و با مساعدت قلمى سیدفخرالدین شادمان در تهران تاسیس شد و اولین شماره آن در ۲۴ بهمن ماه ۱۳۰۶ ش منتشر شد.۳۴
پى نوشت ها:
۱- فرخى یزدى، محمد. دیوان، به اهتمام حسین مكى، چ،۹ تهران، نشر امیركبیر، ۱۳۶۹ش، ص۱۳.
۲- ماخذ پیشین، ۱۶۲. من آن خونین دل زارم كه خون خوردن بود كارم
مباهاتى كه من دارم، ز دهقان زادگى دارم
۳- ماخذ پیشین، ۲۰۵.
۴- طوفان (روزنامه). غزل، س،۶ ش۱۹ ، ۲۰ مهر ۱۳۰۵.
۵- دیوان. ۱۶-۱۵ و ۱۹۱- ۱۸۶.
۶- ماخذ پیشین، ۱۶.
۷- ماخذ پیشین، ۲۰-۱۹
۸- مكى، حسین. تاریخ بیست ساله ایران، چ،۶ تهران، انتشارات علمى، ۱۳۷۴ش، ج،۲ ص۵۰.
۹- دیوان. ۰۳- ۲۰۲.
۱۰- ماخذ پیشین، ۱۹۸. در مورد مبارزه داخلى و خارجى با قرارداد،۱۹۱۹ نك: كاتوزیان، محمدعلى همایون (دكتر). «مبارزه با قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس»، ترجمه علیرضا طیب، اطلاعات سیاسى- اقتصادى (ماهنامه) س،۱۳ ش۵ و ،۶ بهمن و اسفند ،۱۳۷۷ صص ۲۱- ۶؛ س ،۱۳ ش ۷ و ،۸ فروردین و اردیبهشت ،۱۳۷۸ صص ۵۱- ۳۲.
۱۱- محمد صدرهاشمى در جلد سوم تاریخ جراید و مجلات، تاریخ انتشار نخستین شماره طوفان را ۲ ذیحجه ۱۳۳۹ ه.ق نوشته است. حسین مكى و دیگران نیز كه از روى آن نوشته اند، دچار اشتباه شده اند. در نسخه موجود در كتابخانه ملى ایران، انتشار نخستین شماره طوفان در ۲۱ ذیحجه ۱۳۳۹ است.
۱۲- طوفان. مقصود طوفان چیست؟ س،۱ ش۱ ، ۲۱ ذیحجه ۱۳۳۹.
۱۳- علوى، بزرگ، خاطرات، به كوشش حمید احمدى، چ،۱ تهران، دنیاى كتاب، ۱۳۷۷ ش، ص ۱۵۱.
۱۴- اسكندرى، ایرج. خاطرات، چ،۱ تهران، موسسه مطالعات و پژوهش هاى سیاسى، ۱۳۷۲ش، ص ۹۷.
۱۵- یغمایى، حبیب. «فرخى یزدى»، یغما (مجله)، س،۵ ش۶-،۴ تابستان ۱۳۵۸ش، ص۲۷۳.
۱۶- اسناد راكد وزارت خارجه بریتانیا، گزارش هاى محرمانه وابسته نظامى به وزیرمختار با مشخصات:
Foo.371/7806. به نقل از: شیخ الاسلامى، جواد (دكتر)، افزایش نفوذ روس و انگلیس در ایران عصر قاجار، چ،۱ تهران، انتشارات كیهان، ۱۳۶۹ش، صص ۱۰۱- ۱۰۰؛ لنزوسكى، جورج. رقابت روسیه و غرب در ایران، ترجمه اسماعیل رائین، چ،۱ تهران، انتشارات جاویدان، ۱۳۵۳ش، ص۱۰۶.
۱۷- طوفان. ایجاد صحبت بیت دولتین روس و انگلیس، س،۱ ش۳۵ ، ۱۷ ربیع الثانى ۱۳۴۰ ، ۲۵ قوس (آذر) ۱۳۰۰؛ لاجوردى، حبیب. اتحادیه هاى كارگرى و خودكامگى در ایران، ترجمه ضیاءصدقى، چ،۱ تهران، نشر نو، ۱۳۶۹ش، ص۲۰.
۱۸- طوفان. رستاخیز طوفان، س،۱ ش۴۵ ، ۹ جمادى الثانى ۱۳۴۰ ، ۱۸ دلو (بهمن) ۱۳۰۰.
۱۹- طوفان. ملت چه مى خواهد؟ س،۱ ش ۳۷ ، ۱۹ ربیع الثانى ۱۳۴۰ ، ۲۷ قوس (آذر) ۱۳۰۰.
۲۰- مستوفى، عبدالله. شرح زندگانى من، چ،۳ تهران، انتشارات زوار، ۱۳۷۱ش، ج،۳ ص۴۸۹.
۲۱- ماخذ پیشین، ۴۹۱.
۲۲- مكى، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج،۲ ص۷۸.
۲۳- مستوفى. ماخذ پیشین، صص ۹۸- ۴۷۹.
۲۴- بهار، ملك الشعراء. تاریخ مختصر احزاب سیاسى ایران، چ،۲ تهران، شركت سهامى كتاب هاى جیبى، ۱۳۵۷ش، ج،۱ ص۲۰۳؛ مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ص ۷۹.
۲۵- مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ص ۸۰.
۲۶- بهار، ماخذ پیشین، ج،۱ ص ۲۰۴؛ مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ص ۸۰؛ مستوفى، ماخذ پیشین، ج،۳ ص ۵۰۰.
۲۷- مستوفى. ماخذ پیشین، ج،۳ صص ۵۰۰- ۴۹۸.
۲۸- بهار. ماخذ پیشین، ج،۱ ص ۲۰۷؛ مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ص ۸۲.
۲۹- طوفان. سال سوم طوفان، س،۳ ش۱ ، ۱۵ محرم ۱۳۴۲ ، ۵ سنبله (شهریور) ۱۳۰۲.
۳۰- طوفان. امنیت چیست؟، س،۳ ش۳۷ ، ۱۶ ربیع الاول ۱۳۴۲ ، ۳ قوس (آذر)۱۳۰۲.
۳۱- دیوان. ،۵۲ مكى. ماخذ پیشین، ج،۲ ۴۴۰.
۳۲- طوفان. قوه مقننه- مجریه، س،۶ ش۱۷۰ ، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۰۶.
۳۳- طوفان. س،۶ ش۱۴۳ ، ۱۸ فروردین ۱۳۰۶.
۳۴- طوفان هفتگى. ش۱ ، ۲۴ بهمن ،۱۳۰۶ ص۱.

منبع:روزنامه شرق




1393/05/15

و باز هم افتخار آفرینان فرهنگ ...

1393/05/15

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری

پیروزی، پروازی است به وسعت عشق

 

افتخارآفرینان دبیرستان فرهنگ بار دیگر برگ زرینی از غرور و عزت را در تاریخ همیشه درخشان این مدرسه ثبت نمودند.  کسب 18 رتبه ی زیر 1000 در کنکور سراسری سال 93 را به فاتحان سکوهای برتر، خانواده های محترمشان و همکاران گرامی تبریک و شادباش عرض نموده و از خداوند سبحان تداوم پیشتازی در عرصه ی علم و اندیشه را برای این عزیزان خواستارم.

 

 

"نام آوران عرصه ی فرهنگ"

ردیف

نام و نام خانوادگی

رتبه 

1

امیرحسین قدیانی منفرد

9

2

محمد میرشکاک

149

3

نیما بهنام رزی

247

4

رضا ماشینی

388

5

محمد مهردادی

403

6

هومن گل ­محمد

475

7

حسین بنائی داریان

535

8

سپهر صارمی

603

9

آرمان گرشاسبی

612

10

محمدنوید سیدی

777

11

علی کیا

829

12

مهدی کامل

853

13

عرفان جباری

929

14

احمد ناظری

972

15

سامان پرتو اعظم

973

16

مهدی محمدی دستجاء

977

17

مهران حیدری

18

بهشاد فرجی

1000




1393/05/11

تبریک!

1393/05/11

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری

با اعلام نفرات برتر 5 گروه آزمایشی کنکور سراسری سال 93 از سوی سازمان سنجش آموزش کشور، نام امیرحسین قدیانی منفرد، دانش آموز دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ در بین نفرات برتر گروه علوم انسانی تلالو دیگری داشت...

امیرحسین عزیز! قرار گرفتن در بین نفرات برتر گروه علوم انسانی و کسب رتبه 9 کشور بر شما، خانواده ی گرانقدرت، دبیران و دانش آموزان دبیرستان نمونه دولتی فرهنگ مبارک باد.





1393/05/10

آموزش زبان فارسی از طریق رسانه

1393/05/10

نوع مطلب :زبان فارسی، 
نویسنده :علی تفكری


جهت یادگیری زبان فارسی سوم از طریق رسانه آموزشی، بر روی لینک زیر کلیک نمایید.







1393/05/6

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

1393/05/6

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری


بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد / هلال ماه به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن کسی برد / که خاک میکده عشق را زیارت کرد . . .


میهمانان حضرت دوست! فطرت پاک ازآن شماست. عید فطر بر فطرت پاکتان مبارک باد.




1393/05/5

حکایت...

1393/05/5

نوع مطلب :ادبیات فارسی، 
نویسنده :علی تفكری


به سرزمین مغرب ، طبیبی را دیدم که مریضان در پیش رو ، درمانشان را وصف همی گفت .
پیش رفتم و گفتم : خدایت بیامرزاد ، مرا نیز درمان کن .
 ساعتی در من نگریست و سپس گفت : 
عرق فقر و برگ بردباری را با هلیله فروتنی گرد کن و همه را در ظرف یقین بگذار و آب خشیت در آن ریز و آتش غم زیرش روشن کن ، سپس با صافی مراقبت در جامرضایتش بپالای و آن را با جرعه توکل بیامیز وبا دست صدق بگیرش و در صراحیاستغفارش بنوش ، پس از آن به آب زهد مزمزه کن و خود را از آز و طمع محفوظ بدار .
انشاء الله خداوند شفایت دهد .
کشکول شیخ بهایی ص 10

حکایت کنند که : 
مردی به خدمت سالک همدانی رفت و از او خواست که برای او براتی نویسد که به هر کجا رود چیزی به او عطا کنند .
شیخ بر تکه ای مرقوم فرمود :
وکیل اموال الهی وبرگزیده حضرت پادشاهی از خزانه مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله از وجه من جاء بالحسنة فله عشرا امثالها وبه حکم ما عندکم ینفد و ما عند الله باق از معامله من ذا الذی یقرض قرضا حسنا فیضاعفه له و به قول ان احسنتم احسنتم لانفسکمتسلیم فاما السائل فلا تنهر نمائید تا به وقت محاسبه حسبا یسیرا در دیوان فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره در یوم لا ینفع مال و لا بنون مجری خواهید شد .
برگرفته از کتاب نشان از بی نشانها ص 447




1393/04/27

شهادت مولای متقیان، امام علی (ع) تسلیت باد

1393/04/27

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری


امشب از فرق علی کعبه پلی زد به بهشت

چه مراعات نظیریست،

علی

کعبه

بهشت...

 

دوستان عزیز!

بیایید در این شبهای گرانقدر "قدر" و در نجوای با "رفیق ره گشا" یکدیگر را فرا یادآریم. التماس دعا




1393/04/22

یا امام مجتبی! یا حسن اشفع لنا

1393/04/22

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری

سلام بر لحظه ‏هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏ های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه ‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه ‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏ شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.

فرارسیدن 15 رمضان المبارک، سالروز میلاد وارث تمامی کرامت‌های انسانی و اخلاق نیک،حضرت امام حسن بن علی المجتبی (علیه السلام) بر محبانش مبارک باد.




1393/04/18

گپ و گفت با "خدا"

1393/04/18

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری


گفتم: خسته‌ام    
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
         از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53)

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
          خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
          ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16)


گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
          منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)


گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
          تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63(


گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ 
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
          کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109)

گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
          شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216(

گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟   
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
          خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143(

گفتم: دلم گرفته  
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
          مردم به چی دلخوش کردن؟!باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشن (یونس/58)

گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله   
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
          خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159(

گفتم: خیلی چاکریم!   
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11)

گفتم:...
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
          من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
          هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵(
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
          دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲(

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
          پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰(

گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
          مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴)

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
ولی خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳(

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
          خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
          به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵(

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ...  توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
          خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     
گفتی: الیس الله بکاف عبده
          خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶(

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳(

 

دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست که خدا را دارند.

التماس دعا




1393/04/7

طعم حضور در فصل عاشقی گوارای وجودتان

1393/04/7

نوع مطلب :سخنی با شما، 
نویسنده :علی تفكری

بوی بهار عرفان می آید، عطرگل ، و عشق به خالق این معنویت  برپاست ... 
آسمان همه رحمت است ، همه روشنی و زمین پهنه ای از نور در این ضیافت عاشقانه؛
و من نمی دانم ازکجای این فصل عاشقی باید بنویسم، که چون نظر می کنم  همه شور است و بی قراری، از آن هنگام که دلدادگان یار سحرگاهان دیده از خواب برمی گیرند وعاشقانه در دل شب با آن یگانه بی همتا راز و نیاز می کنند ... 
یا ازآن لحظه که دهان ازطعام فرومی بندند و دل ازغیر او می شویند. نمی دانم از کدام لحظه بگویم...... 
"
بهار دل است این ماه رحمت. رمضان با آمدنش شمیم بهشت را به ارمغان می آورد و روزه داران را درحریم خلوت دلدادگی شوری دوباره می بخشد.
اما... چگونه این فاصله را طی کنیم؟ نشانی این فصل بی خزان را از کجا بجوییم و چگونه باشیم از آنان که دراین ماه رحمت، آیینه ی قلبشان از زنگار سیاهی تهی می گردد. 
پروردگارا!
می دانم که وجودم را تاریکی گناهان پرکرده اما درپیشگاه تو نشسته ام ، تویی که بی کرانه ی نوری ،قلبم را به نور خود روشنی ده 
الهی ، دراین ماه صیام ،این ماه رحمت، مرا یاری کن تا درحریم نیایشت دل ازغیر برگیرم و از دریای معرفتت باده بنوشم و در لیالی مبارک قدرمشمول مغفرت بی دریغ توباشم... آمین




  • کل صفحات: 26
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


موزیک
دریافت كد موسیقی
رتبه گوگل
ابزار نمایش رتبه گوگل یا پیج رنک , . , .
پرش به بالای تصویر
Up Page
ویکیو ، سرویس جستجو در اینترنتکد پرش به بالای صفحه وب
پسندیدن [cb:post_like]